Friday, June 22, 2007

سازمان ديده بان حقوق بشر: دانشجویان دستگیر شده با خطر شکنجه مواجه اند

سازمان ديده بان حقوق بشر که یکی از معتبرترین مراجع بین المللی دفاع از حقوق بشر در جهان محسوب می شود روز جمعه اول تیر ماه اعلام کرد که دستگاه قضايی ايران بايد فوراهشت روزنامه نگار و فعال دانشجويی را که تحت عنوان توهين به مقدسات اسلامی درهفته های اخير بازداشت شده اند، را آزاد کند.

در بیانیه سازمان دیدبان آمده است: «علیرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضایيه در ۱۱ ارديبهشت به خبرنگاران گفته بود که ناشران اين نشريات توهين آميز و پرخاشگر به هيچ وجه دانشجو نيستند. با اين وجود، وزارت اطلاعات که کارهای امنيتی را انجام می دهد، هشت دانشجوی دانشگاه اميرکبير را در بازداشتگاه ۲۰۹ زندان اوين، در سلول انفرادی نگهداری می کند، جايی که آنها در معرض خطر شکنجه و بد رفتاری هستند».

به گفته سازمان دیدبان حقوق بشر درست در زمانی که بدنه دانشجويی آماده برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجويان می شد، ماموران وزارت اطلاعات در حد فاصل ۱۲ ارديبهشت تا ۱۴ خرداد، هشت دانشجو را بازداشت و روانه زندان کردند. دانشجويان هر گونه نقشی در انتشار اين نشريات را تکذيب کرده و اعلام کردند نشريات منتشر شده جعلی هستند.

سارا لی ويتسون مدير خاور ميانه سازمان ديده بان حقوق بشر گفت: «مقامات ايران از سست ترين استدلال ها برای بازداشت روزنامه نگاران و فعالان دانشجويی استفاده کرده اند».

وی افزود: «حکومت اعمال فشار و برخورد های سختگيرانه را دقيقا زمانی انجام داد که دانشگاه مهيای برگزاری انتخابات دانشجويی می شد».

سازمان ديده بان حقوق بشراعلام کرد: «بازداشت طولانی مدت اين دانشجويان بخصوص در شرايط سلول انفرادی که دربرخی موارد افزون بر پنجاه روز است، شائبه به خطر افتادن سلامت روانی آنها را جدی می سازد و همچنين نگرانی از شکنجه را افزايش می دهد. اين دانشجويان در تمام دوران بازداشت از حق دسترسی به خانواده ها و وکلای خود محروم بوده اند».

سازمان ديده بان حقوق بشر مراتب نگرانی خود را از صحت سلامت روانی و جسمانی تمامی بازداشت شدگان و بخصوص هاله اسفندياری که ۷۳ سال و کیان تاج بخش اعلام کرده است به گفته این سازمان حقوق بشری فعالان دانشجويی با خطر جدی اذيت و آزار فيزيکی و شکنجه در بازداشتگاه های امنيتی مواجه هستند.

سازمان ديده بان حقوق بشر تصریح کرد که بيش از ده ها مصاحبه با زندانیان سیاسی سابق انجام داده است که همگی شهادت داده اند که از همان ابتدا از سوی بازجويان مورد بد رفتاری فيزيکی قرار گرفتند تا اعترافات دروغين و خلاف واقع بيان کنند.

موج اخير بازداشت های دانشجويی زمانی آغاز شد که دانشجويان دانشگاه امير کبير برای برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجويان برنامه ريزی کرده بودند. در ۸ اريبهشت ماه چهار نشريه که از شکل وشمايل و لوگوی مشابه با نشريات دانشجويی اين دانشگاه برخوردار بودند، توسط افراد ناشناس در صحن عمومی توزيع شدند.

اين نشريات آن گونه که اعلام شده است، حاوی مقالات متعددی بودند که در آنها به مقدسات اسلامی توهين شده بود. سردبيران چهار نشريه که مقالات فوق به نام روزنامه هایشان منتشر شده بود، فورا انتساب آنها به خود را رد کردند و اعلام داشتند که آنها جعلی هستند.

علی رغم اينکه سخنگوی قوه قضائيه در روز ۱۲ ارديبهشت ماه به خبرنگاران گفت که مقالات توهين آميز ربطی به دانشجويان ندارد، ماموران وزارت اطلاعات سردبيران اين نشريات را بازداشت کردند.آنها احمد قصابان سردبير نشريه دانشجويی سحر را در ۹ اريبهشت و مقداد خليل پور عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير را در ۱۲ ارديبهشت ماه بازداشت کردند.

با وجود فضای سخت و سنگينی که پس از انتشار نشريات ياد شده در دانشگاه ايجاد شده بود، دانشجويان توانستند انتخابات انجمن اسلامی دانشجويان را در ۱۳ و ۱۴ ارديبهشت ماه برگزار کنند.

به گفته سازمان دیدبان حقوق بشر، دانشجويان مرتبط با بسيج دانشجويی و مسئولان دانشگاه تلاش زيادی کردند تا از طريق درگيری فيزيکی و تهديد انتخابات را به هم بزنند، اما موفق به ممانعت از برگزاری انتخابات نشدند.

حاکميت پس از برگزاری انتخابات، دانشجويان بيشتری را که در زمينه نشريات دانشجويی فعاليت داشتند، به اضافه چند فعال دانشجويی ديگر بازداشت کرد. ديگر دانشجويانی که در حال حاضر در زندان به سر می برند عبارتند از: پويان محموديان سردبير ريوار، مجيد شيخ پور سردبير سرخط، مجيد توکلی عضو جديد و انتخاب شده شورای مرکزی انجمن اسلامی .

مقامات مسئول همچنين سه عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی به نام های احسان منصوری، عباس حکيم زاده و علی صابری را نيز بازداشت کردند.

در همين زمان وزرات اطلاعات همچنان سه ايرانی-آمريکايی را در سلول های انفرادی بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات نگه داری می کند واجازه ملاقات آنها با خانواده و وکلایشان را نمی دهد.

ماموران وزارت اطلاعات هاله اسفندياری و علی شاکری را در ۱۷ خرداد و کيان تاجبخش را در ۲۰ خرداد بازداشت کردند.

سازمان ديده بان حقوق بشر مراتب نگرانی خود را از صحت سلامت روانی و جسمانی تمامی بازداشت شدگان وبخصوص هاله اسفندياری که ۷۳ سال دارد، اعلام کرد.

خانم ويتسون گفت:«دستگاه قضايی ايران از سلول های انفرادی به عنوان حربه ای برای شکستن زندانيان و اخذ اعترافات اجباری و خلاف واقع استفاده می کند. براساس قوانين بين المللی و داخلی ايران هر گونه اعترافی تحت چنين شرايطی فاقد ارزش است»

سازمان ديده بان حقوق بشر، مصرانه از دست اندرکاران حکومت ايران خواست تا به شکنجه و بد رفتاری پايان دهند و روزنامه نگاران و فعالان دانشجويی که به دلايل سياسی بازداشت شده اند، را آزاد کنند.

باید با بلاگر خداحافظی کنیم؟

حدود 2 هفته است که سایت ورودی بلاگر با سختی می شه باز کرد. اما با فیلتر شکن خیلی راحت سایت باز می شه ولی باز هم وقتی یوزر و پس می دی وارد نمی شه. تنها راه رفتن به سایت بلاگر استفاده از نرم افزارهای فیلتر شکنه که من هم دارم اما با سرعت پایین اینترنت اصلا جواب نمی ده و خیلی اذیتم می کنه. فکر کنم باید سرویس دهنده ی وبلاگم رو عوض کنم. گرچه سایت های ایرانی سرویس دهنده ی ایرانی هم اصل قابل اطمینان نیستند مخصوصا بلاگفا که خودش وبلاگ ها رو فیلتر می کنه!!! در هر صورت باید یه فکری کرد
یکی از بچه ها می گفت احتمالا آی اس پی ها با اچ تی تی پی اس مشکل دارند که سایت رو باز نمی کنند ولی آخه همه ی آی اس پی ها با هم مشکل پیدا کردند.
مطمئنم یه کاسه ای زیر نیم کاسه است. به صورت کاملا بی صدایی داره یه اتفاقاتی بین مخابرات ایران و سرویس دهنده ی بلاگر که الآن سایت گوگل هست می افته.
اگر قرار بود اشکال از اچ تی تی پی اس باشه پس چرا صفحه ورودی یه سایت جی میل ها باز می شه؟

واقعا اگه این مشکل از گوگل آب بخوره و سایت بلاگر ور اونها برای ایرانی ها غیرقابل دسترس کرده باید یه اقدام درست و حسابی کرده. دیگه خیلی مسخره است که ایرانی ها از استفاده از بلاگر محروم بشن.

در همین رابطه:
فیلترینگ بلاگر

نشسته در باغ غم

امروز این ترانه را تو سایت خوابگرد دیدم. من هم احساس او را دارم.... احساسی که با آهنگ های قدیمی پیدا می کنم انگار با هیچ یک از آهنگ های امروزی دیگر تداعی نمی شود.

این روزهایی که تصاویر در ذهنم جان گرفته اند و روی شب هایم پرده ای خیس از اشک کشیده اند، روزهای دلتنگی... شنیدن صدای آواز شجریان برایم فقط صدا نیست. دنیایی از خاطره ها و تصاویر است.

کنسرت سال گذشته شجریان را نتوانستم بروم چون بلیط نبود ولی او رفت با ترفندهای عجیب و غریب. چه قدر خوشحال بود. لبخندهای شادی آورش از ذهنم پاک نمی شود. صدای آوازش که تصنیف ها و آوازهای شجریان را زمزمه می کرد این روزها کوله باری از خاطرات را زنده می کند.....

این ترانه را با صدای شجریان هزار باز امروز گوش دادم با یاد او.....


ای که دور از تو چون مرغ پرشکسته‌ام

بی تو در باغ غم، منتظر نشسته‌ام

می‌نویسم امشب از صفای دل، نامه‌ای پر آرزو برای تو

که به دیدنم بیا، دور از این بهانه‌ها

تو طنین شعر عاشقانه‌ای

همچو روح شادی زمانه‌ای

تو بیا که بشکفد به لبم ترانه‌ای

چه شود گر بدهی جواب نامه‌ی مرا

بنویسی دو سه جمله با کلام بی‌ریا

که در آن‌جا ز خیال من نمی‌شوی رها

پس از این هم نبری به عشق دیگری تو راه

می‌نویسم امشب از صفای دل

نامه‌ای پر آرزو برای تو

که به دیدنم بیا

دور از این بهانه‌ها....

Saturday, June 16, 2007

نامه سرگشاده عباس حکیم زاده پیش از بازداشت و بیانیه تحلیلی شماره 4 انجمن اسلامی امیرکبیر

سایت خبرنامه امیرکبیر فیلتر شده و آدرس جدید و بدون فیلترش http://www.autnews.info/ هست.

سایت زنستان هم چند روز پیش دوباره فیلتر شد و آدرس جدید و بدون فیلترشhttp://www.autnews.info/ هست.

این فیلترینگ هم روز به روز داره بدتر می شه.

گوشه ای از نامه سرگشاده عباس حکیم زاده پیش از دستگیری

این نامه را هنگامی می نویسم که فشارهای امنیتی از هر سو در حال افزایش است. تلفن همراه و تلفن منزلم که جزء خصوصی ترین حیطه زندگی هر فرد است به صورت مداوم شنود می شود و اطلاعات به دست آمده از مکالمات شخصی اینجانب به سرعت در اختیار مدیریت دانشگاه امیرکبیر، دکتر رهایی، قرار می گیرد و کارمندان کمیته انضباطی بی هیچ پرده پوشی و شرمی، با تماس با خانواده و تحویل اطلاعات مخلوط به راست و دروغ به ایشان، به لحاظ روانی آن ها را به شدت تحت فشار قرار می دهند. علاوه بر این در خیابان نیز هر از گاه از سوی یک یا چند اتومبیل و یا افراد مشکوک ساعت ها تحت تعقیب قرار می گیرم.....


از آن جا که به خاطر ایستادگی تحسین برانگیز دانشجویان پلی تکنیک بر روی حقوق مسلم خود و با توجه به افزایش تهدیدهای امنیتی، احتمال می دهم در روزهای آینده دستگیر و بازداشت شوم، لذا اکنون در کمال اختیار و آزادی اعلام می دارم که کلیه مواضع و نظرات اینجانب، عباس حکیم زاده، همان مواردی بوده که تاکنون نیز در رسانه های گروهی و در مقالات خود ابراز کرده ام و هر گونه اظهارات متناقض و متضاد با موارد فوق که در زمان بازداشت از سوی اینجانب منتشر گردد همه تحت فشار ابراز شده و هیچ گونه ارزشی ندارد......


بیانیه تحلیلی شماره 4 انجمن اسلامی امیرکبیر:

اين روزها، روزگاري به غايت دشوار و ملتهب براي دانشجويان دانشگاه اميركبير است. اکنون مدتي است كه هشت تن از ياران دبستانيشان درحصار ميله هاي زندان به سر مي برند. ۸ ستاره پلي تکنيکي ، ۸ دانشجوي بي گناه اين دانشگاه اکنون به گناه ناکرده روزهای عمر خود را در بند ۲۰۹ اوين به شب مي رسانند. اخباري که در اين روزها از شکنجه و فشار روحي و جسمي به اين افراد براي اعتراف به پذيرش انتشار نشريات جعلي از زندان به گوش مي رسد همگان را نگران کرده است .احضارهاي پياپي دانشجويان به کميته انضباطي دانشگاه ، ضرب و شتم دانشجويان توسط انتظامات ، افزايش فشارها بر دانشجويان زنداني و اعلام هاي مکرر قاضي حداد مبني بر اعلام گناهکار بودن دانشجويان زنداني بدون ارائه هيچ دليل و مدرک موثقي و بدون طي روند دادرسي قضايي از يک سو و تداوم بازداشت دانشجوبان که با دستگيري دو عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک آقايان عباس حکيم زاده و علي صابري سير تازه اي به خود گرفته بررسي مجدد سناريو جعل نشريات دانشجويي دانشگاه اميرکبير را از ابتدا تا کنون جهت آگاهي هر چه بيشتر افکار عمومي از ابعاد مختلف اين پروژه ضروري مي سازد.....

Appeal for Iranian students


Appeal for Iranian students

This is an appeal by bloggers against the detention of 9 Iranian students from the Amir Kabir Polytechnic University in Tehran who are been kept and repeatedly tortured at the notorious Evin prison:

Dr. Keyvan Ansari - Alumni Association of Iran, since September 18 (2006)
Ahmad Ghassaban - Editor of Sahar, since May 3
Maghdad Khalilpur - Editor of Atiye, since May 7
Majid Tavakolli - Member of ISA, since May 9
Puyan Mahmudian - Editor of Rivar, since May 9
Majid Sheikhpur - Editor of Sar-e Khat, since May 9
Ehsan Mansouri - ISA Secretary of Political Affairs, since May 22
Ali Saberi - ISA committee member, since June 6
Abbas Hakimzadeh - ISA committee member, since June 6

Their crime: Protesting, writing articles, being part of a politically active body, expressing their concerns for the disgraceful human rights condition and the governments plan for a second cultural revolution in order to completely silent all criticisms against it’s ever growing oppression.

1200 students at the university have decided not to attend their final term exams in protest.
Please do your part and re-post this on your blog or put the following icon somewhere to increase the awareness of the crimes of this regime against students:

Code:
Release our classmates appeal

وبلاگ سيتي بوي يه لوگو براي بچه هاي امير كبير طراحي كرده كه كد لوگو رو بالا گذاشتم. اين وبلاگ فيلتر شده بنابراين من لوگو را گوشه ي سمت راست وبلاگم گذاشتم ولي نمي تونيد ببينيد. شما هم براي پخش اخبار دانشجويان اميركبير مي تونيد كد اين لوگو رو در وبلاگتون بذاريد.

Monday, June 11, 2007

حداد دیروز مصاحبه کرد: دانشجویان شکنجه می شوند

دیروز حداد مصاحبه کرده و گفته تا آخر هفته پرونده تکمیلی می شه و جرم دانشجویان امیرکبیر اعلام می شه. شکنجه برای گرفتن اعتراف یکی از راههایی که آقایان به کار بستند:
از ساعاتی پیش چندین خبر موثق به گوش می رسد كه هشت دانشجوي پلي تكنيكي بازداشتي تحت شديدترين فشارها و شكنجه هاي روحي و جسمي قرار گرفته اند.به گزارش اين منبع خبري از روز گذشته و پس از دستگيري و انتقال عباس حكيم زاده و علي صابري به تهران ، فشارهاي شديدي روي افراد دستگير شده براي پذيرفتن نگارش ،انتشار و پخش چهار نشريه جعلي كه حدود ۴۰ روز پيش در دانشگاه منتشر گرديده بود.وارد آمده است.دستگاه امنيتي كه ظاهراً تعداد نفرات لازم براي تكميل سناريوي خود را يافته است اينك به دنبال پايان دادن قضيه به غير اخلاقي ترين روش ممكن مي باشد. در حالي كه مديران مسئول و ساير افراد دستگير شده از همان روز اول هر گونه دخالت و يا حتي اطلاع از نشريات منتشر شده را تكذيب نموده بودند ،اكنون در زندان تحت شكنجه هاي شديد جسمي و روحي براي پذيرفتن انتشار نشريات جعلي قرار گرفته اند.از سوي ديگر طي خبري ديگر دستگاه امنيتي شرط آزادي ۴ غير دانشجوي دستگير شده در اين پرونده كه كاركنان يكي از مراكز تايپ و تكثير بوده اند را اعتراف عليه دانشجويان بازداشتي تعيين نموده و سپس آنان را آزاد كرده است

Sunday, June 10, 2007

از خاکستر می گشاییم پر

هزاران بار سوخت مارا حریم حادثه تا مرز خاکستر

ولی ما نسل سیمرغیم که از خاکستر خود می گشاید پر
***************
اما عمل کردن، هم خطرناک است و هم دردآورتر. ستون فقرات را به نوعی اره می‌کنند و فنر یا پلاتین می‌گذراند. مشکل باید خیلی حاد باشد که به عمل بکشد. یعنی مثل عباس باید ۶۵ درجه انحراف باشد یا سال‌ها از سن رشد گذشته‌باشد تا مجبور به عمل شوند. دکتر گنجویان را بعد از عمل نمی‌شود دید، از بس عصبانی است. و بیمار که وضعیت بغرنجی دارد. خب، کم کاری نیست، ۸ ساعت اتاق عمل! شوخی‌بردار نیست. از آن بدتر این‌که احتمال بازگشت عمل وجود دارد. بیمار همواره باید با کمرش با مماشات برخورد کند. و البته هر چند سال یک بار احتمال دارد که عمل تکرار شود و یا پلاتین‌ها تعویض شود. ممکن است حتی اطراف ستون فقرات عفونی شود و
***********************


Saturday, June 09, 2007

نام وبلاگم را تغییر می دهم: تا آزادی پلی تکنیکی های دربند

امروز به پیشنهاد وبلاگ مهرداد بزرگ برخوردم. دیدیم کار خیلی خوبیه مخصوصن توی شرایطی که دانشگاه ها هم تعطیل شدند. واقعا بهتره ما سیب زمینی نشویم. همون طور که به بازداشت زنان و کارگران و معلمان واکنش نشون می دیم اینقدر نسبت به دانشجویانی که خواهان آزادی و دموکراسی هستند بی تفاوت نباشیم.
نا م وبلاگم از سخن از آزادی ناتمام است به تا آزادی پلی تکنیکی های دربند تغییر می دهم

و ما دوره می‌کنیم
شب را و روز را
هنوز را...
امروز صبح با خبر شدم که عباس حکیم‌زاده نیز بازداشت شده‌است و گو این‌که با این رویه پلی‌تکنیک کم‌کم از مرکز شهر به اوین انتقال یابد و دیگر مشکل کمبود جای آن هم حل شود.
جنبش دانشجویی روزهای خوبی را نمی‌گذراند و فقدان یک تشکل واقعاً دانشجویی بیش از پیش حس می‌شود و تحکیم نیز رویه‌ای محافظه‌کارانه و نه حتی میانه‌رو پیش گرفته‌است. و در این شرایط است که حاکمیت استبدادی، پلی‌تکنیک را به عنوان نماد آزادیخواهی در جنبش دانشجویی نشانه گرفته‌است.
اگر چه نه توان و نه امکانی برای رهایی دوستان و یاران دبستانی در بندمان نداریم. لیک هنوز هم قلبمان برای آزادی آن‌ها می‌تپد. از این رو از امروز تا زمان آزادی یاران پلی‌تکنیکی در بندمان، این وبلاگ "تا آزادی پلی‌تکنیکی‌ها" نام دارد
.


از تمام دوستاني كه مايل هستند، دعوت مي كنيم كه نام وبلاگ هايشان را به نشانه ي اعتراض به بازداشت همكلاسي هايمان، به«تا آزادي پلي تكنيكي ها» تغيير دهند.و باز هم با عنايت به فصل دل انگيز امتحانات، معذرت خواهي مان را بابت اين كه نمي توانيم تك تك در وبلاگ هايتان فراخوان بدهيم، بپذيريد.به اميد روزي كه ستاره هايمان، دوباره در آسمان شهرمان بدرخشند و وبلاگ هايمان را زير سايه آزادي، سرشار از آزادگي ها كنيم.

Wednesday, June 06, 2007

تعداد بازداشتی های پلی تکنیک به 8 رسید: عباس حکیم زاده بازداشت شد




علي صابري دبير انجمن سلامي دانشگاه صنعتي اميركبير(پلي تكنيك تهران) بازداشت شد.
ديشب ساعت ۱۱:۳۰ عده اي با يورش به خانه پدري علي صابري در مشهد او را بازداشت كرده و رايانه شخصي به انضمام آرشيو ها و نشريات وي را توقيف كردند.
با اين حساب تعداد دانشجويان دربند پلي تكنيك به ۹ تن رسيد كه ۸ تن از آنها در طي يكماه گذشته بازداشت شده اند، احمد قصابان، مقداد خليل پور، پويان محموديان، مجيد توكلي، مجيد شيخ پور، احسان منصوري ، عباس حكيم زاده و علي صابري كه همگي از فعالين نشرياتي و انجمن اسلامي بوده اند.



Saturday, June 02, 2007

نمی دونم برای چی دارم زندگی می کنم...ا
آهای خانمی که داری روسری بر باد رفته ات را زیر این بارون جلو می کشی، تو برای چی زندگی می کنی؟
آهای آقایی که متلک هاتو زیر زبون مزه مزه می کنی، تو برای چی زندگی می کنی؟
................
ظهر داغ 12 خرداد سال 86 رو هیچ وقت فراموش نمی کنم. جواب هر سوال یادآوری هزاران بدبختی بود که مثل زخم چرکین باز می شد . زخم هایی که می دونم حتی اگه دنیا زیر و رو بشه خوب نمی شن. پتک ها پشت سر هم فرو می آمد و من ناتوان به قهقهه های دخترکان دبیرستانی گوش می دادم. می خواستم فرار کنم... می خواستم بگم نمی خوام از دغدغه های فروخورده ام حرف بزنم... ثانیه های آخر همه اش یه جمله تو ذهنم تکرار می شد: برای چی زندگی می کنم؟؟؟

Sunday, May 27, 2007

تجمع در اعتراض به بازداشت 8 تن از دانشجویان امیرکبیر

دیگه به اینجام رسیده. خبرهای امیرکبیر و علامه دردناکه. بچه های علامه هم مثل امیرکبیر بدون اینکه حق دفاع از خودشون در کمیته ی انضباطی داشته باشند دارند حکم تعلیق و محروزمیت از تحصیل می گیرند. آمار زیر رو در برخورد با بچه های امیر کبیر طی یک ماه گذشته بخونید. خیلی ناراحت کننده است. در خیلی از شهرها هم وضع به همین صورته.

احسان منصوری پس از ضرب و شتم در بهداری زندان اوین بستری و سه دانشجوی دیگر به دادگاه انقلاب احضار شدند

در پایان به گوشه ای از برخوردهای دستگاه های امنیتی خارج از دانشگاه و برخوردهای انجام گرفته با دانشجویان پلی تکنیک توسط دکتر علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه، طی چند هفته اخیر اشاره کرده و ضمن محکوم نمودن برخوردهای سنگین انجام گرفته اعلام می نماییم که دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همچنان در مقابل سیل برخوردها و سرکوب های بی امان تمامیت خواهان سر خم نکرده، به ایستادگی و مقاومت خویش ادامه می دهند:

دانشجویان بازداشت شده: دکتر کیوان انصاری(۲۵۱ روز)، بابک زمانیان(۳۷ روز-عدم تماس با خانواده)، احمد قصابان(۲۵ روز)، مقداد خلیل پور(۲۱ روز-عدم تماس با خانواده)، پویان محمودیان(۱۹ روز-عدم تماس با خانواده)، مجید توکلی(۱۹ روز-عدم تماس با خانواده)، مجید شیخ پور(۱۹ روز)، احسان منصوری(۴ روز-عدم تماس با خانواده)

دانشجویان تحت تعقیب جهت بازداشت: علی عزیزی، عباس حکیم زاده

دانشجویان احضار شده به نهادهای امنیتی و دادگاه انقلاب: پویان محمودیان، مجید توکلی، مجید شیخ پور، احسان منصوری، علی عزیزی، نریمان مصطفوی، علی اصغر سپهری، ناصر پویافر، حسین ترکاشوند، سهیل ضیایی

دانشجویانی که حکم محرومیت از تحصیل دریافت کرده اند: بیژن پوریوسفی(۲ ترم)، محمداسماعیل سلمانپور(۳ ترم)، عباس حکیم زاده(۲ ترم)، سجاد ویس مرادی(۲ ترم)، بهزاد حیدری(۱ ترم)، علی صابری(۱ ترم)، ابراهیم رحمانی(۱ ترم)، آرمان صداقتی(۱ ترم)، بابک زمانیان(۱ ترم)

دانشجویان ممنوع الورود به دانشگاه: آرمان صداقتی، ابراهیم رحمانی، علی عزیزی، احسان منصوری، هادی باقری، مجید توکلی، عباس حکیم زاده، بابک زمانیان، اسماعیل سلمانپور، احسان معزی، پدرام رفعتی، محمد یوسف رشیدی، احمد قصابان، علی صابری

دانشجویان احضار شده به کمیته انضباطی: صدیقه بیگدلی، زهره ایرانمنش، نیما گرشاسبی، کوروش دانشیار، ناصر پویافر، سجاد ویس مراد، بیژن پوریوسفی، مهدی سعیدی پور، احسان معزی، رضا بلباسی، نریمان مصطفوی، مهیار عبدالصمدی، فهیمه ضیایی، آرمان صداقتی، حامد فخاری زاده، آرش آرمون، محمدرضا سرلک، سهیل ضیایی، موفق کاتب، مجتبی کلانتری، هادی پلاور، اصغر سپهری، مهدی کریمی، سعید هادی زاده، اسماعیل سلمانپور، سامان خسروی، وحید قادری، مازیار کریمی، عباس حکیم زاده، مهسا مهرداد، مصطفی غفوری، علی کارگر، ابراهیم رحمانی، علی صابری، پدرام رفعتی، محمد یوسف رشیدی، بهزاد حیدری، مریم شعبانی، محسن بهرمانی، بهنام خوجم لی، احمد قصابان، مجید توکلی، پویان محمودیان، مجید شیخ پور، مقداد خلیل پور، علی عزیزی

سه دانشجوي دانشگاه علامه طباطبايي به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محكوم شدند

مثل اینکه مسئول حرایت دانشکده علوم اجتماعی علامه بازجوی مجتبی سمیع نژاد از آب در اومده: باز جوی عزیزم سلام

Thursday, May 24, 2007

آرزوهایم یخ زده است


شبنم و برگ ها یخ زده است
و آرزوهای من نیز
ابرهای برف زا بر آسمان در هم می پیچد
باد می وزد
و طوفان در می رسد
زخم های من می فسرد

یخ آب می شود
در روح من
در اندیشه هایم
بهار، حضور توست
بودن ِ توست
احمد شاملو
********
شعرها آرامم می کنند... تمام این سطرها معنا دارند... دردهایم را در این خطوط می یابم... لحظه ها را ثبت می کنم

Sunday, May 20, 2007

احضار گسترده ي پلي تكنيكي ها به كميته ي انضباطي و حكم هاي تعليق پشت سر هم

من از همه ي شما وضع و حالم اين روزها خزاب تره ولي نمي تونم كه ننويسم كه اينها دارند توي دانشگاه انقلاب فرهنگي را مي اندازند. بيش از 40 دانشجوي اميركبير به كميته ي انضباطي احضار شدند و براي 7 يا 8 نفر حكم هاي سنگين محروميت از تحصيل چند ترم با احتساب سنوات كه به منزله ي اخراج همه ي اين دوستان از دانشگاه است، صادر شده.
رهايي، رئيس دانشگاه هم كه از ترسش دانشگاه نمي ياد و همه چي رو داده دست كميته ي انضباطي و حراست و انتظامات دانشگاه. گرچه رهايي عمله ي دست نيروهاي امنيتيه.
ديروز يكي از بچه هايي كه حكم محروميت از تحصيل داشته و ممنوع الورود هم هست( اسماعيل سلمان پور) به دانشگاه رفته و انتظامات دانشگاه يا بهتره بگيم سگ هاي هار با همين خشونتي كه مي بينيد در عكس ها و اين فيلمي كه پايين لينك دادم از دانشگاه بردنش بيرون. كارش هم در آخر به بيمارستان كشيده شده.

Friday, May 18, 2007

در حالی که تمام می شوم

اریبهشت امسال را در پشت دیوارهای خانه سپری کردم. زندانی استرس ها و افسردگی هایم بودم، هستم....

Saturday, May 12, 2007

دو آفتاب پر فروغ نهان به زیر چشم بند

سارا لقایی عزیز به یاد همه دوستان در بندمان از جنبش، دانشجویان، زنان، کارگران، معلمان شعری گفته که بعد از خواندنش فقط آه می کشیدم.

بنفشه پشت میله ها دوباره در ۲۰۹
درخشش هزار و یک ستاره در ۲۰۹

طنین «زنده ام هنوز»، صدای «من نمرده ام»
شکستن سکوت یک هزاره در ۲۰۹

گلوله های آتشین برای مرگ تیرگی
نهان شده کنون به هر کناره در ۲۰۹

هوای درس و مدرسه، فضای کار و کارزار
دو سطر مشق پاره پاره پاره در ۲۰۹

به دست پرتوان زن، به نام تو به نام من
کشیده شد هزار و یک نگاره در ۲۰۹

خروششان خروش رود، صدایشان یکی سرود
خزان شکست، نغمه بهاره در ۲۰۹

دو آفتاب پر فروغ نهان به زیر چشم بند
سقوط شب فقط به یک اشاره در ۲۰۹

«سارا لقایی»

توان صبر کردن

در تمام روز و شب هایی که می گذرد، پناه همیشگی ام شعر شده است. در خلسه ای می روم که دردهایم را کمتر به خاطر می آورم. دنیای فراموش شده ای که دوباره کشف می کنم.

توان صبر کردن
برای رودررویی با آنچه باید روی دهد
برای مواجهه با آنچه روی می دهد
شکبیدن
گشاده بودن
تحمل کردن
آزاد بودن

چندان که به شکوه در می آییم
از سرمای پیرامون خویش
از ظلمت
از کمبود نوری گرمی بخش
چون همیشه
برمی بندیم
دریچه ی کلبه مان را، روحمان را


احمد شاملو
***********************************
روزهاي سخت دانشگاه وبلاگ روزمرگی ها

بيانيه کمیسیون زنان دفتر تحکیم درباره تعرض به دانشجویان دختر

بخوانید بیانیه ی کمیسیون زنان تحکیم در مورد تعرض حراست دانشگاه به دختر دانشجو در کرمانشاه و حمله به استراحتگاه و سالن مطالعه دانشجویان دختر امیرکبیر:!

به گزارش “ايلنا”، در اين بيانيه با اشاره به خبر تعرض به يك دانشجوي دختر در دانشگاه كرمانشاه و ورود به سالن مطالعه دختران در دانشگاه اميركبير كه هر دو از سوي مسوولان حراست صورت پذيرفت، اين اقدامات را «تكان‌‏دهنده و شرم‌‏آور» خوانده است كه «جاي هيچ سكوتي را باقي نمي‌‏گذارد.»

هيهات از اين همه پليدي و دروغ، ريا و تزوير؛ از جماعتي كه از ديده شدن تار موي زني گريبان چاك مي‌‏كنند، اينان كه در ظاهر با وظيفه برقراري امنيت و حراست از كيان علم و دانشگاه و در باطن با وظيفه حراست از جايگاه خود و ناصبان خود به دانشگاه تحميل شده‌‏اند و در همين حال به پليدترين صورتي هتك حرمت از دختران مي‌‏كنند و حتي زمزمه اعتراضي هم از آن خيل سينه‌‏چاكان مقدسات به گوش نمي‌‏رسد! آناني كه آزادي پوشش را تاراج دين مي‌‏شمارند ولي تعرض را تا حد تقبيل مجاز مي‌‏شمارند.!

Thursday, May 10, 2007

توفانی پنهان شده در نسیم

دیشب همه می خندیدند. شاد و سرخوش. پله ها رو دو تا یکی می رفتند بالا تا کتاب هایی که از نمایشگاه بلند کردند به هم نشون بدهند. چای می خوردند. با دار توی اتاق نشسته بودند و برای تولد دوست یکی از بچه ها کیف می بافتند. من اما تنها بودم و سرد. نگرانی هایم را می خوردم. استرس لحظه ها رو می بلعیدم. پوست لبهای خشکم رو می خوردم. به آغوشی گرم برای ترکاندن این بغض فروخورده نیاز داشتم. به همه ی آنچه بر من گذشت و می گذرد فکر می کردم. نگرانی ام رو از این روزهای پر التهاب نمی تونستم پنهان کنم. با هر بهانه ای از اتاق می پریدم بیرون. انگار نفس کشیدن در میان آدمهایی که دغدغه هایت را ندارند شکنجه ای سخت است. دنیای تاریک و تلخی است، هر روزی که پشت سر می گذارم. هر لحظه منتظر شنیدن خبری هستم که نمی خواهم هیچ گاه بشنوم.

برای این روزهای پر از دلهره:

حکايتِ بارانی بی‌امان است
اين‌گونه که من
دوستت می‌دارم.
شوريده‌ وار و پريشان باريدن
بر خزه‌ ها و خيزاب ‌ها
به بيراهه و راه‌ ها تاختن
بی ‌تاب، بی‌قرار
دريايی جستن
و به سنگ ‌چينِ باغِ بسته ‌دری سر نهادن
و تو را به ياد آوردن
چون خونی در دل
که همواره فراموش می‌شود.
حکايتِ بارانی بی‌قرار است
اين‌گونه که من
دوستت می‌دارم.

(شمس لنگرودی – از نـت‌هايی برای بلبل چوبی)

Tuesday, May 08, 2007

برگزاری انتخابات انجمن اسلامی پلی تکنیک به همراه اعتراض به پروژه انقلاب فرهنگی دوم

لطفا به گیرندهاتون دست نزنید خبر برگزاری انتخابات دانشگاه امیرکبیر در چنین فشاری که بر روی دانشجویان این دانشگاه است، حقیقت دارد. برگزاری انتخابات با حمله ی انتظات دانشگاه و بسیجی ها همراه بوده که توی گزارش های تصویری درگیری ها نشون داده شده. به این می گن مقاومت، دوستان. هنوز توی شوک هستم.

دیروز نیروهای انتظامات برای پیدا کردن صندوق های رأی به شورای صنفی و انجمن علمی دانشکده معدن و متالوژی حمله کرده و در اونها رو شکسته. قفل کمدهای دختران این دانشکده رو شکسته که صندوق ها رو پیدا کنه ولی نتونسته. واقعا خسته نباشید بچه ها

گزارش های زیر رو ببینید:

زینب پیغمبرزاده بازداشت شد

زینب پیغمبرزاده فعال جنبش زنان، از اعضای کمپین یک میلیون امضا و از بازداشت شدگان 13 اسفند جلوی دادگاه انقلاب صبح امروز 17 اردیبهشت در پی دریافت احضاریه مربوط به پرونده 13 اسفند به شعبه امنیت دادگاه مراجعه کرد گرچه احضاریه او که تاریخ صدور آن مربوط به فروردین ماه بود در روز 15 اردیبهشت ماه به وی ابلاغ شده بود. زینب چند ساعت بعد پس از ورود به دادگاه در تماس تلفنی کوتاهی با پدرش اطلاع داد که در حال انتقال به زندان اوین است. پدرش می گوید:« زینب نمی توانست خیلی حرف بزند و خیلی کوتاه گفت "از من 20 میلیون تومان وثیقه خواستند و گفتم نمی توانم بپردازم . گفتند پس بازداشت می شوی. » پدرزینب اضافه می کند: «من خودم مستاجر هستم و امکان پرداخت وثیقه را ندارم.»
منبع خبر: زنستان

Monday, May 07, 2007

مقداد خليل پور مدير مسئول نشريه آتيه ربوده شد

با توطئه مدیریت دانشگاه؛ مقداد خلیل پور بازداشت شد

مقداد خلیل پور مدیرمسئول نشریه آتیه امروز صبح در مسیر دانشگاه بازداشت شد. شب گذشته مدیریت دانشگاه در تماس با خوابگاه مدیران مسئول نشریات ریوار، سرخط و آتیه از آن ها خواسته بوده است که امروز در اولین فرصت برای ارائه توضیحات به دانشگاه مراجعه نمایند. امروز صبح در حالی که این ۳ مدیر مسئول با بیش از ۲۰ نفر از دانشجویان راهی دانشگاه بوده اند مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفته اند که محمودیان و شیخ پور مدیران مسئول نشریات ریوار و سرخط از دست ماموران فرار کرده اند ولی مقدا خلیل پور توسط این افراد بازداشت شده است.

از هفته گذشته عده ای سعی در چرخاندن اتهامات به سوی دانشجویان و محکوم و سرکوب کردن فعالیت های دانشجویی داشته اند که پس از بازداشت احمد قصابان این مسئله وجوه جدیدی تری نیز یافته بود و عوامل حاکمیت در دانشگاه سعی در تکرار این حرف در میان دانشجویان داشته است. ولی با توجه به اطلاع رسانی های به جا در فضای خفقان و توقیف مدیریت در دانشگاه توسط فعالین نشریات و انجمن اسلامی در قالب خبرنامه انجمن برنامه آن ها به سرانجامی نرسید.

بازداشت مقداد خلیل پور در حالی شکل می گیرد که نیروهای امنیتی از بازداشت ۳ مدیرمسئول دیگر پس از احمد قصابان در حال ناامیدی بوده اند و با اجرای سناریوی احضار به کمیته انضباطی توسط مدیریت دانشگاه تنها این مجال را یافته اند تا ادامه پروژه سرکوب را از سر گیرند.

پس از اتفاقات هفته گذشته و توقیف سریع همه نشریات و بروز زمزمه هایی مبنی بر تغییر قوانین فعلی نشریات و حتی ابطال مجوزهای نشریات ، تنها این مدیریت فرهنگی بود که به خواسته یک ساله خود رسیده بود و خوشحالی مدیریت فرهنگی از این اتفاق بی نظیر بود. مدیریت فرهنگی که ارتباطاتش با روزنامه کیهان پیش تر اثبات شده بود و عدم آزادی احمد قصلبان که شکایت هایی را از روزنامه کیهان و موسوی فراز فرمانده بسیج و حنیف ستاریان مسئول انجمن جعلی هنگام بازداشت در دست داشته تقویت کننده دخالت مدیریت و عوامل امنیتی - اطلاعاتی در اجرای این پروژه بوده است.
نشریه آتیه به همراه نشریات ریوار، سحر، سرخط در هفته گذشته مورد جعل لوگو قرار گرفته و در آن مطالب موهنی به چاپ رسیده بود و گویا عاملان این پروژه سعی دارند با چرخاندن انگشت اتهام به سمت دانشجو و بازداشت های خودسرانه مدیران مسئول این ۴ نشریه مسئله را به سود خود و در جهت اهداف خود به پایان برسانند

پلی‌تکنيک را دريابيد!


اين روزها بايد بچه هاي پلي تكنيك را ياري كرد كه در اين نبرد تن به تن تنها مانده اند. توطئه ي نيروهاي امنيتي از طرف هيچ كس غير از خودشون باور نشده اما هر روز يكي ديگه از بچه ها رو دارن مي گيرند. اين دستگيري ها از طرف قوه ي قضانيه نيست و توسط نيروهاي امنيتي و به صورت غيرقانوني انجام مي شه. هر دانشجوي فعالي از پلي تكنيك رو در خيابون ببينند مي گيرند .امروز وبلاگ يادداشتهاي يك چريك تنها رو پيدا كردم كه در اين مورد مي نويسه و پستي كه نوشته پلي تكنيك را دريابيد. من هم با اجازه همين تيتر رو زدم و اين عكس رو كه در بالا مي گذارم از اونجا برداشتم. تصاوير حاميان انقلاب فرهنگي و سياهي لشكران است كه بعد از تجمع جلوي در حافظ كه سه شنبه ي هفته ي پيش بود به دعوت مديريت دانشگاه اميركبير رفع خستگي مي كنند و جوجه كباب ميل مي كنند. به قول همين دوستمان بهشون خوش گذشته ديروز هم دوباره رفتن كه پشت در مديريت دانشگاه بهشون ناهار بده و چند تا شعار انقلاب فرهنگي هم بدهند.


بقيه خبرها رو در خبرنامه ي اميركبير بخوانيد

تصاویر فردی که احتمالا در توزیع نشریات موهن نقش داشته است

احمد قصابان مدیرمسئول نشریه سحر در بند ۲۰۹ اوین

آيت‌‏الله منتظري:انكار مديران مسئول شرعا مسموع است

آمادگی مجلس برای بررسی وقایع پلی‌تکنیک

دفتر سياسي جبهه مشاركت:عوامل اصلي غائله دانشگاه اميركبير بايد شناسايي شوند

انقلاب فرهنگی، توطئه بسیج است، توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد

زنستان 23: زن و زندان


شماره ي 23 زنستان هم بيرون آمد . با مطالبي از ناهيد كشاورز و محبوبه ي حسين زاده كه از تجربه ي زندان و دردهاي زنان زنداني گفته اند
زنان زیر سایه قدرت و قانون (1) از نوشين احمدي خراساني در مورد حجاب. تحليل نوشين از حجاب خياي عالي بود.

Thursday, May 03, 2007

برای آنان که از دین ابزاری می سازند برای سرکوب



ای شده چون سنگ سیاهی صبور،
پیش دروغ ِ همه لبخندها!
- بسته چو تاریکی جاوید گور
-خانه به روی همه سوگندها!



مهدی اخوان ثالث / کتاب زمستان

عکس از سایت My Reticence

Wednesday, May 02, 2007

روشنگری

بیانیه تحلیلی کمی طولانی ست. جاهای مهم رو تغییر زنگ دادم که فکر می کنم خیلی خوب جریان پرونده سازی رو توضیح داده.
بيانيه تحليلي انجمن اسلامي دانشجويان صنعتي اميرکبير در خصوص توطئه پخش نشريات مجعول در اين دانشگاه

روز گذشته در حالي که جامعه دانشگاهي پلي تکنيک تهران آماده برگزاري انتخابات آزاد شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان مي شد و در زماني که اعضاي انجمن دوشادوش تمامي دانشجويان و ياران دبستاني شان از پس يک سال سرکوب و فشار، سرافراز و استوار از مبارزه در برابر مردم فريبي، آزادي ستيزي و خردگريزي بيرون آمده بودند، بار ديگر شاهد آتش افروزي عمال استبداد و کليد خوردن پروژه امنيتي جديدي به عملگي آنان و فرماندهي اربابانشان بود تا عيان شود که در دولت مهرورز سرکوب دانشجويان آزادي خواه هرگز از ياد نخواهد رفت و دانشجويان آزاده و فهيم پلي تکنيک همواره در معرض انتقام جويي ياران دولت به پاس اعتراضاتشان هنگام حضور احمدي نژاد در دانشگاه قرار دارند.

دولت اقتدارگرا پس از به شکست انجاميدن کليه پروژه هاي سرکوب اعم از تخريب ساختمان انجمن اسلامي دانشجويان، تعليق و ممنوع الورود کردن اعضاي انجمن، ايجاد انجمن موازي، باز گذاشتن دست تشکل پادگاني بسيج براي امنيتي کردن فضا و برخورد با دانشجويان، توقيف نشريات دانشجويي و… اين بار پروژه اخراج فعالين دانشجويي از دانشگاه و بازداشت آنان از سوي نهادهاي امنيتي را به مبتذل ترين وجه ممکن و با چاپ جعلي نشريات مستقل دانشجويي و سپس سازمان دادن تجمعات از پيش هماهنگ شده بسيجيان به کار گرفته تا در قالب استراتژي فرار به جلو، ضمن حاکم کردن فضاي رعب و وحشت در دانشگاه با طرح درخواست اخراج فعالين دانشجويي و اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان به خيال خود درخت تناور آزادي خواهي را در دانشگاه صنعتي اميرکبير ريشه کن نمايد.

لذا انجمن اسلامي دانشجويان در راستاي آگاهي بخشي و روشنگري اذهان هم دانشگاهيان عزيز و براي آشکار کردن هويت پليد توطئه گران مراحل مختلف طراحي و اجراي اين پروژه امنيتي را به شرح زير اعلام مي نمايد:

۱- همزمان با اعلام اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان مبني بر برگزاري انتخابات آزاد شوراي مرکزي اين تشکل اصيل دانشجويي و پافشاري بر پاي بندي در عهدشان با دانشجويان، محافل اقتدارگرا که سوداي نهادينه کردن خفقان در دانشگاه ها و ساير حوزه هاي جامعه مدني را در سر مي پرورانند، بار ديگر فعال شده و از سويي به پياده نظام خود در دانشگاه ها در بسيج دانشجويي نيز پيام آماده باش صادر مي کنند تا با ايجاد بهانه لازم و براي بسته تر کردن فضاي دانشگاه، امکان برگزاري انتخابات انجمن را سلب کرده و در نتيجه فضاي اعتراضي و منتقدانه پلي تکنيک را براي هميشه خاموش کنند.

۲- بابک زمانيان از اعضاي شوراي عمومي انجمن روز شنبه اول ارديبهشت ۸۶ در حين حرکت به سمت خوابگاه با تجمع جمعي از آسيب ديدگان اقتصادي مواجه مي شود که در حين گذر از کنار آن ها ابتدا توسط نيروهاي لباس شخصي امنيتي بازداشت و در اختيار نيروي انتظامي قرار داده مي شود و سپس به گفته قاضي پرونده اش، طي تماس تلفني و استعلام از دانشگاه با نظر مديريت دانشگاه مبني بر ادامه بازداشت و تحويل به مقامات امنيتي، تحويل بند ۲۰۹ زندان اوين مي شود. در همين حين محافل اقتداگرا به گونه اي کاملا هماهنگ از اعترافات وي در خصوص پروژه آشوب در دانشگاه سخن مي گويند (روزنامه کيهان، خبرگزاري فارس، سايت رجانيوز، مصاحبه فرمانده بسيج).

۳- در اين هنگام تئوري پردازان برخورد امنيتي با دانشگاه ها با انجام عملي بي سابقه و به دور از هر گونه اخلاق انساني فرمان به جعل نشريات مستقل دانشجويي که مشي منتقدانه نسبت به دولت و اقدامات سرکوب آميز آن داشته اند کرده و با کمک عمله هاي بي مزدشان در دانشگاه ضمن چاپ مطالب موهن در آن ها اقدام به پخش آن در دانشگاه تحت لوگو و نام اين نشريات مي نمايند. با نگاهي به نشريات جعلي چاپ شده نکات زير به وضوح در خصوص تمامي آن ها مويد جعلي بودن اين نشريات مي باشد:
الف) يکسان بودن بخش عمده اي از مطالب نشريات مجعول به نحوي که گويا جاعلين بي اخلاق براي پر کردن صفحه اين نشريات از مقالاتي که بهانه کافي براي برخورد با دانشجويان فراهم مي آورد دچار کمبود مطلب بوده اند.
ب) يکسان بودن کاريکاتور موهن چاپ شده در اين نشريات
ج) لوگوي نشريات جعلي به وضوح اسکن شده و به صورت تقلبي چاپ شده است.
د) متقلبين موذيانه ساعت پخش نشريات تقلبي را پس از پايان تجمع دانشجويان و در ساعت خلوت شدن صحن علني دانشگاه (حدود ساعت ۱۳) انتخاب کرده اند تا ضمن توزيع با برخورد هوشيارانه دانشجويان و مسئولان واقعي نشريات مواجه نشوند.
ه) رويکرد مطالب چاپ شده و نوع عبارات و جملات به کار رفته در آنها بر خلاف رويه فعاليتهاي يکسال گذشته انجمن اسلامي و نشريات نزديک به آن و همچنين بر خلاف رويه چندين ساله گذشته اين نشريات بوده است.

۴- پس از برخورد سريع دانشجويان با اين موضوع و جمع آوري نشريات جعلي از سطح دانشگاه توسط آنان، فعالين دانشجويي دانشگاه براي پي گيري موضوع و اعتراض به جعل عنوان و لوگوي نشريات به ساختمان مديريت دانشگاه مراجعه مي کنند که در آن جا با صحنه تعجب برانگيز تجمع اعضاي بسيج پلي تکنيک که توسط اعضاي بسيج ساير دانشگاها ها و انصار حزب الله همراهي مي شدند مواجه مي شوند و درمي يابند که در اين بخش از پروژه از پيش طراحي شده امنيتي قرار است نيروهاي شبه نظامي در دانشگاه با شکل دادن تجمعات به اصطلاح خودجوش ضمن بالا بردن فشار روحي و رواني بر دانشجويان، درخواست اخراج اعضاي انجمن و مديران مسئول نشريات که از چاپ اين مطالب بي خبر بوده اند را مطرح نمايند. اعضاي بسيجي حاضر در اين تجمع در عين حال به ضرب و شتم دانشجويان و اعضاي انجمن اسلامي مي پردازند به نحوي که تني چند از دانشجويان در اثر شدت جراحات وارده در بيمارستان بستري شدند.

۵- بررسي عکس العمل بسيج دانشجويي و نهادهاي اقتدارگرا و به خصوص رسانه هاي تئوري پرداز سرکوب و استبداد نيز در اين خصوص نکات جالبي را آشکار مي سازد:
الف) نخستين تجمع اعضاي بسيج براي درخواست اخراج مديران مسئول نشريات و برخورد امنيتي با آنان در زماني صورت مي گيرد که اين نشريات جعلي تازه در سطح دانشگاه در حال پخش بوده و حتي دانشجويان عادي دانشگاه هنوز متوجه چاپ و توزيع آن ها نشده اند. مضحک است که اعضاي بسيج اميرکبير به همراه اعضاي بسيج ساير دانشگاه ها و نيروهاي خارج از دانشگاه چگونه در اين زمان چند دقيقه اي هماهنگي لازم را جهت برگزاري تجمع در ساختمان رياست دانشگاه انجام داده اند و حتي درخواست ها و شعارهايشان را هم از قبل مشخص کرده اند.
ب) مسئول بسيج دانشجويي اميرکبير (موسوي) طي مصاحبه اي با خبرگزاري ايلنا اعلام کرده است که بابک زمانيان عضو انجمن اسلامي دانشجويان در زندان به نقشه قبلي و از پيش طراحي شده براي انجام اين پروژه اعتراف کرده است. هم زمان با ادعاي وي، سايت هاي خبري رجانيوز (منتسب به هوادارن احمدي نژاد)، خبرگزاري فارس و نيز روزنامه کيهان (ارگان مطبوعاتي محافل امنيتي) نيز عينا همين ادعا را تکرار مي کنند و سعي در معرفي نمودن اين حيله ناجوانمردانه شب انديشان به عنوان پروژه شبکه هاي موهوم بيگانه و… دارند تا جايي که روزنامه کيهان در مطلبي شايسته استهزا آنرا به محفلي در هلند نسبت مي دهد و سايت رجانيوز منبع و ريشه اين پروژه را کاخ سفيد و آمريکا مي خواند و اين همه در حالي است که بابک زمانيان هنگام عبور از کنار يک تجمع عادي مالباختگان اقتصادي در مجاورت خوابگاه خود و برحسب تصادف بازداشت شده ولي از آن زمان تاکنون هيچ گونه اطلاعي از وضعيت وي در دست نيست.
ج) در خصوص ادعاي اعترافات يار دبستاني در بندمان، بابک زمانيان، توسط فرمانده بسيج دانشجويي، ذکر اين سوال حياتي است که چگونه يک دانشجو به اعترافات فردي که در زندان اوين و در بند امنيتي ۲۰۹ به سر مي برد دسترسي داشته و از جزئيات آن آگاه است؟ اين موضوع مشخصا يا به اين معناست که فرد داراي دسترسي به اين اطلاعات، همکار نهادهاي امنيتي است و يا در پروژه اي از پيش طراحي شده نقشي را به تناسب توان خود بر عهده گرفته است.
در غير اين صورت بايد پذيرفت اين ادعا بلوفي بيش نبوده و براي سنگين کردن فضاي رواني دانشگاه به کار رفته است. وانگهي ادعاهاي هماهنگ اقتدارگرايان در داخل و خارج از دانشگاه در خصوص اعترافات بابک زمانيان نشان دهنده وجود پروژه امنيتي است که در آن قرار است از يک فعال دانشجويي که کاري به جز فعاليت مستقل، منتقدانه و آزادي خواهانه ندارد تحت فشار و شکنجه اعترافات دروغيني اخذ شود و سپس اين اعترافات مبنايي براي برخوردهاي احتمالي بعدي با ساير فعالين قرار گرفته و در نهايت به قطع شريان جنبش دانشجويي در دانشگاه اميرکبير و ساير دانشگاه ها بيانجامد.
راستي را شبهه انگيز آن شيطان دون / در فتند اين جمله کوران سرنگون

۶- بسيج دانشجويي که براي هر چه بهتر اجرا کردن نقش خود در سناريوي از پيش طراحي شده فوق مانند هميشه به آتش بيار معرکه بدل شده که هيزم آن سرنوشت و زندگي همکلاسي هاي ما در دانشگاه است، اين بار علنا درخواست اخراج دانشجويان و نيز برخورد امنيتي و قضايي با آنان را مطرح نموده و در بيانيه خويش به صراحت سخن از «اقدام شهادت طلبانه» اعضاي خود براي برخورد با اين موضوع در صورت کوتاهي مسئولان نموده است. در عين حال که تهديدهاي اين چنيني از جماعتي که آرمان و ايمان و عقل خود را به اشاره صاحبان قدرت و ثروت مي فروشند و رسالت خود را تنگ کردن عرصه بر مظلومين و ياري ظالم در ظلم خود مي دانند، بيشتر به عشوه گري براي اربابانشان مي ماند و اين ردا هرگز درخور قامت آنان نيست. به اينان توصيه مي کنيم که به جاي حواله دادن دانشجويان فهيم پلي تکنيک به داستان «تيغ و حلقوم» و تهديد آنان به اقدام خشونت بار لحظه اي با خود بينديشند تا دريابند آن چه بر هم دانشگاهيان شان روا مي دارند و پروژه اي که براي انجام آن کف به دهان مي آورند از کليه اصول انساني، اخلاقي، ديني و عرفي به دور است که هيچ، عين رذالت و بي شرمي است. از اين جماعت مي پرسيم که در اسلام شما اگر به کسي اتهام دروغ و واهي وارد شود و فرياد دادخواهي او براي تکذيب اين اتهام برخيزد، ولو آن که آن فرد رقيب يا حتي دشمن شما باشد، آيا بايد با ناجوانمردي و سيه دلي هر چه بيشتر کوشيد تا اين فرياد دادخواهي ره به جايي نبرد و تلاش کرد تا اتهاماتي که از بيخ و بن دروغ است جمعي از بهترين و پاک ترين فرزندان ايران را در کام خود فرو برد؟ آيا در اسلام شما فشار و شکنجه بر يک جوان دانشجوي براي اخذ اعترافات دروغين و پذيرش گناه ناکرده در پس ديوارهاي قطور زندان لذت آفرين و درخور تحسين است؟ به راستي هرگز تلاش کرده ايد که خود را دست کم در چنين موقعيتي تصور کنيد؟ فاين تذهبون؟ واي بر شما که دروغ را راست و راست را دروغ شهادت مي دهيد و براي خوشامد صاحبان قدرت روشني روز را تيرگي شب فتوا مي دهيد.

۷- رد پاي بعضي از مديران ارشد دانشگاه در مراحل مختلف اين پروژه کاملا مشهود است. مديريت دانشگاه بايد به صراحت پاسخ بگويد که در شرايطي که انتشار نشريات دانشجويي در پلي تکنيک با همه جور کنترل از سوي معاونت فرهنگي مواجه است و مورد برخوردهاي شديد انتظاماتي و حراستي قرار مي گيرد، چگونه اين نشريات جعلي به سهولت در دانشگاه توزيع شده است؟
همچنين در شرايطي که چندي است ساختمان رياست، به خارج دانشگاه منتقل شده است و ملاقات دانشجويان دانشگاه اميرکبير با مديريت دانشگاه تحت شديدترين تدابير امنيتي ميسر مي شود، بسيج دانشگاههاي تهران چگونه و با هماهنگي چه کسي به سهولت امکان حضور در ساختمان مديريت دانشگاه را يافته است؟
افزون بر اين موارد، همکاري مديريت دانشگاه در تامين شربت گوارا و تهيه ناهار جوجه کباب براي بسيجياني که در مقابل درب اصلي دانشگاه، خواستار انقلاب فرهنگي جديد بودند، بيش از هر مساله ديگري از تمايل مديريت دانشگاه از اجراي چنين پروژه امنيتي حکايت دارد. رياست دانشگاه بايد پاسخ بگويد که اين هماهنگي که بدستور مدير کل امور اداري دانشگاه، حاجي زاده (عضو تشکيلاتي آبادگران) صورت گرفته است، طبق کدام قوانين از بودجه دانشگاه پرداخت شده است؟ و آيا اين نيز از معيارهاي عدالت گستري دولت نهم است که بودجه جاري دانشگاه صنعتي اميرکبير (که حق مسلم جامعه دانشگاهي پلي تکنيک است)، براي همفکران آبادگراني مديريت دانشگاه صرف شود؟

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير ضمن محکوم کردن سوء استفاده از نام و لوگوي نشريات مستقل دانشجويي و چاپ مطالب اين نشريات که طبق بيان روشن و تکذيب صريح مديران مسئول آنها، بدون کوچکترين اطلاعي از سوي آن ها توسط محافل شبه امنيتي و توطئه گر جعل شده تا بهانه لازم براي برخورد با فعالين دانشجويي را فراهم کند و نيز ابراز نگراني در خصوص اخذ اعترافات دروغين از بابک زمانيان عضو انجمن اسلامي دانشجويان براي تکميل اين پروژه شوم، از کليه دانشجويان و اعضاي جامعه دانشگاهي پلي تکنيک مي خواهد که با هوشياري و حضور مدني خود در برابر خط سرکوب جنبش دانشجويي و تحديد هر چه بيشتر فضاي دانشگاه ها بايستند.

انجمن اسلامي دانشجويان اميرکبير همچنان محکم و استوار بر عهد خود براي برگزاري انتخابات آزاد و دموکراتيک شوراي مرکزي طبق زمانبندي از پيش برنامه ريزي شده، ايستاده و اجازه پايمال شدن حقوق مشروع دانشجويان را به عمله استبداد نخواهد داد. حوادث آتي دانشگاه صنعتي اميرکبير در هفته آينده که مصادف با برگزاري انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان مي باشد، به خوبي مي تواند گواه اين باشد که هدف و مقصود مدعيان اعتراض به هتک حرمت پيامبر اعظم و ائمه اطهار چه بوده است. آيا اين اعتراضات تنها وجه مذهبي و اعتقادي داشته است و يا در پس آن اهداف شوم و غرض ورزي هاي جناحي نهفته است؟ بر ما مسلم است که اين پروژه اي ننگين براي کارشکني در برگزاري انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان و جلوگيري از شکل گيري نهادي مستقل در دانشگاه است.

همچنين به طراحان پروژه هاي امنيتي اينچنيني که سياه دلي و بدطينتي خود را با انجام چنين سناريويي بيش از پيش بر همگان آشکار ساخته اند و نيز عوامل آنان در دانشگاه ها هشدار مي دهيم که بيش از اين به حاکم کردن فضاي اختناق در دانشگاه ها نينديشند و براي خاموش کردن صداي منتقدانه دانشجويان دسيسه چيني نکنند. هر چند نيک مي دانيم که «وصف خورشيد به شب پره اعمي نرسد» اما به آنان توصيه مي کنيم که خود را در برابر خواست هاي به حق و مشروع دانشجويان براي رسيدن به جامعه اي آزاد، دموکراتيک و توسعه گرا قرار ندهند چرا که گذر زمان و تلاش و آگاهي روزافزون شهروندان ايراني پرده از بي بنياد بودن انديشه هاي پوچ و آزادي ستيزانه آنان برخواهد داشت.

انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه صنعتي اميرکبير
(پلي تکنيک تهران)

!!!یک نمایش مهرورزانه

اعلام کردند چون بوسه روی دستکش بوده ایرادی ندارد!
یاد شیرین عبادی افتادم که سال ها پیش با محمد ملکی توی دانشگاه امیرکبیر دست داده بود و بعدش چه فتنه ها به پا شد. چرا راه دور
برویم؟؟ گوهر خیراندیش رو که همه به یاد می آورند؟ ممنوع تصویر شد...
********************
خبر دارید امروز نزدیک به 40 تا معلم بازداشت شدند؟؟ از نشانه های مهروزی ست...
********************

این قسمتش شخصیه: امروز که زنگ زدم بهش که روزش رو تبریک بگم ناخودآگاه بغض کرده بودم. برای تمام سال های سختی که گذروندیم و سال های سخت تری که می گذرونیم. این روزها بغض عجیبی دارم. بغضی که می خوام به فریاد تبدیلش کنم.

Tuesday, May 01, 2007

پرونده سازي براي نابود كردن دانشجويان

نمي دانم چه قدر در جريان اتفاقات روز گذشته وامروز دانشگاه اميركبير قرار گرفتيد. ديروز كه باخبر شدم براي دانشجويان اين دانشگاه چه نقشه اي ريختند و به صورت كاملا سازمان يافته و از پيش برنامه ريزي شده، همزمان با اينكه آن چهار تا نشريه را نيروهاي امنيتي وبسيجي ها در دانشگاه با تعداد خيلي كم پخش مي كردند‏، نيروهاي اطلاعات به خوابگاه دانشجويان اميركبير حمله كردند و دقيقا براي تكميل اين پرونده سازي كيس كامپيوتر چند نفر از فعالين رو بردند.جعل نشريات و لوگوي اين نشريه ها كه وابسته به انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير بودند بي اخلاق ترين و كثيف ترين حربه براي نابودي دانشجويان فعال اين دانشگاه است. چه دليلي دارد كه يك مطلب توهيني به صورت برنامه ريزي شده در هر چهار نشريه ي ريوار، سحر، سرخط و آتيه آمده باشد جز اينكه دارند پرونده سازي مي كنند؟؟ جالب است كه نيروهاي بسيجي‏، امروز در نشريه مستضعفين(نشريه بسيج دانشجويي دانشگاه تهران كه با تعداد خيلي زياد كه معلوم است پولش مثل كيهان از كجا مي آيد) تمام اطلاعاتي كه نيروهاي امنيتي از طريق شنود تلفن فعالين دانشجويي اميركبير به دست آورده بودند،چاپ كرده بودند.
كيهان هم كه از ديروز خوب دست گرفته وتوهين و افترا رو از جنبش زنان به جنبش دانشجويي تغيير داده.
آقايان بسيجي و كيهاني هم از مشكل فني سايت روزنا(اعتماد ملي)سوء استفاده كردند و سرمست از اين مشكل فني، امروز توي روزنامه كيهان و همين نشريه مستضعفين زده بودند كه آره دانشجويان اميركبير اين مسئله ي توهين به مقدسات رو چيدند و عضو انجن اسلامي آنها قبل از اينكه اين اتفاق كه ساعت 2 بعدازظهر بوده بيفتد از ساعت 10 صبح مصاحبه كردند. در صورتي كه خود سايت روزنا امروز نوشته كه ساعت اين سايت مشكل داره و به جاي ساعت 2:30 دقيقه ساعت 10:30 دقيقه رو پاي ارسال اين مصاحبه زده. حالا بايد مي ديديد با اين اشتباه چه مانوري مي دادند. ديروز به صورت كاملا برنامه ريزي شده بسيجي ها آمدند توي دانشگاه و رفتند دفتر رياست دانشگاه اميركبيرو تحصن كردند كه توهين شده. اين توهين رو كي كرده بماند... معلوم است نقشه اي از پيش تعيين شده براي زدن دانشجويان است وگرنه خيلي از كساني كه حتي توي انجمن اسلامي كار مي كنند عقايد مذهبي دارند و هيچ وقت همچين كاري نمي كنند. ديروز هم حكم ارتداد براي نويسنده مقالات گرفته بودند كه داشتن اين همه وقت براي انجام اين كارها واقعا جاي سوال داره. شمايي كه ساعت 2 فهميديد از كي حكم ارتداد گرفتيد؟؟؟؟
امروز دم در اميركبير شعار مي دادند انقلاب فرهنگي نياز امروز ما و مي گفتن بايد در اميركبير انقلاب فرهنگي راه انداخت.
متأسفانه كساني كه مدعيان دين هم هستند ديروز با چوب و چماق و ميله از دانشجويان اميركبير كه براي اعتراض به ساختمان رياست دانشگاه رفته بودند استقبال كردند. 5 نفر از دانشجويان مصدوم شدند.
آقايان براي زدن دانشجويان از دين مايه مي گذارند. باور به اعتقادات ديني براي اينها در همين حد است.
امروز در دانشگاه اميركبير تحصن بود كه لينك ها را مي گذارم:

گزارش کامل تریبون آزاد انجمن اسلامی در اعتراض به اتفاقات اخیر

گزارش تصویری تریبون انجمن اسلامی

ادامه پروژه امنیتی :حمله عوامل امنیتی به خوابگاه دانشجویان و سرقت کامپیوتر یکی از اعضای انجمن اسلامی( اين اخبار ديروزه)ب

اطلاعیه چهار مدیر مسئول نشریات دانشجویی پیرامون انتشار نشریات جعلی در دانشگاه

فشار نهادهای امنیتی بر بابک زمانیان برای اخذ اعترافات تلویزیونی

اين هم خبر سايت روزناست در مورد مشكل فني اين سايت:ذوق زده نشويد؛ سايت روزنا مشكل فني دارد

اخبار را در سايت خبرنامه اميركبير ببينيد: http://autnews.net/
مريم شباني به نكته ي خوبي اشاره كرده كه كاملا درسته است. نشرياتي كه لوگوي آنها جعل شده از طرف دانشگاه ماه ها پيش توقيف شده بودند: توطئه كثيف

Wednesday, April 18, 2007

آن كه پرده را مي كشد

به كوچه بايد رفت
گرچه ماشين ها از ميان ما و آفتاب مي گذرند
به كوچه بايد رفت
اين همه آسمان در پنجره جا نمي شود.
مي خواهم در جنوبي ترين جاي روحت
آفتاب بگيرم
چراغ سقفي به درد شيطان هم نمي خورد
آن كه پرده را مي كشد
نمي داند
هميشه صداي كسي كه آن سوي خط ايستاده
فردا مي رسد
بگذار هر چه مي خواهند
چفت در را بيندازند
امشب از نيمه ي تاريك ماه مي آيم
وتمام پرده ها و رداها را
تكه تكه خواهم كرد
بگذار براي بادبادك و شب تاب هم
اتاقي حوالي جهنم اجاره كنند
من هم خواهم رفت
مي خواهم پيراهنم را به آفتاب بدهم
گراناز موسوی

تلخ بازی قمر در عقرب


با اینکه این روزها خیلی اعصابم خورده و دلم می خواد برم توی دشتی بیابونی و فریاد بزنم اما توصیه می کنم اگه حال خوشی دارید یا حتی ندارید برید و تئاتر تلخ بازی قمر در عقرب رو ببینید. تا روز جمعه هم بیشتر اجرا نداره. این تئاتر جایزه بهترین تئاتر داتشجویی رو برده و گرچه مضمون نداره اما در عوض تئاتر خوبیه.
شبی که تئاتر رو دیدم از اینکه همه ی آدم هایی که بازی می کنند چهره شون برام آشناست خیلی ذوق کردم. تا حالا هیچ کدومشون رو در نقش بازیگری ندیده بودم. حدود یک ساعت و نیم هم خندیدم چون بچه ها خیلی عالی بودند. موسیقی تئاتر هم در حد خدا بود
تئاتر حدود یک ساعت و چهل و پنج دقیقه است. بلیطش هم 2000 تومنه. ساعت 7:30 در تالار مولوی. در خیابان 16 آذر

Thursday, April 12, 2007

تغییر نگاه دیگران با کمپین

این مسافرت با تمام سفرهایی که در 20 سال بهار عمرم رفتم خیلی فرق دارد. احساس تازگی و نو شدن پیدا کرده ام. از دنیای شلوغ شهری بریده ام، با هیچ کدام از دوستانم ارتباطی ندارم اما جاده ها قلبم را به سوی آن ها پرواز می دهد. دور از دنیای مألوف با دفترچه ها و فرم های امضا کمپین در دست از خواسته های به حقمان می گویم. در کوی و برزن آگاهی می پراکنم. احساس می کنم دنیا را جور دیگری تجربه می کنم. نامه ی زن ا ورق می زنم. از زنانه بودن جنبشمان می خوانم، از استقلال جنبش زنان، واژه های مقاله نوشین در مورد حجاب اجباری را نمی خوانم، قورت می دهم. تشنه ی آموختن، هر چه را می آموزم تجربه می کنم.
بحث حضور مردان در جنبش زنان که ناهید در مقاله اش آورده چه قدر همیشه برایم چالش برانگیز بوده است. با نظر نوشین که در پاسخ به ناهید از مردان به عنوان متحدانی که به جنبش می پیوندند، یاد می کند، موافقم. او معتقد است جنبش زنان در گام اول باید زنانه باشد. جنبش زنان باید راه ها و روش های نو را ابداع و کشف کند و تاریخ، نهاد و سنت های خود را پی ریزی کند. در این راه مردان متحدانی هستند که به جنبش می پیوندند، اما در مرحله ای که زنان توانسته اند کمی روی پای خود بایستند. مقاله ی ناهید عزیز که تمام می شود تاریخ 28 فروردین را به آن اضافه می کنم و بالای صفحه می نویسم: مهم و عالی بود.
پروین از سیاست های خیابانی در جنبش زنان گفته است. از اینکه در 22 خرداد سال گذشته زنان زیادی از برخورد نیروهای امنیتی در هفت تیر واهمه داشتند. به همین دلیل در جمع هم اندیشی با تجمع در خیابان مخالفت کردند. اما کسانی که به این کار اعتقاد داشتند، تجمع را برگزار کردند گرچه پاسخ آن سرکوب بود و هست. زیر بعضی از جملات آن خط می کشم و چندین بار آنها را می خوانم.
فرم ها را در می آورم و از مطالبتمان می گویم. یک تنه در برابر تمام سوال ها و انتقاد ها می ایستم. هر جوابی که می دهم احساس می کنم انرژی ام ده برابر می شود. دیگر از اینکه یکی از این مردان بگوید زن ناقص العقل است و مغزش کوچکتر از مردان است، عصبانی نمی شوم، جواب می دهم. استدلال می کنم و از واقعیت های جامعه می گویم. انگار دنیا را در چشمان دیگران تغییر می دهم.
دو یار دیگر جنبش زنان به کمکم می شتابند. پدر از قدرت زنان می گوید و از تبعیضاتی که بر زنان می رود گله می کند. مادر با صدای بلند از زنان زحمتکشی می گوید که این جامعه و فرهنگ مردسالار حق آنان را خورده است. پدر از حقوق نداشته مان می گوید و دنیا را چنان زنانه توصیف می کند که برق شادی در نگاهم می درخشد. با خود فکر می کنم وجود چنین پدری غنیمت است. پدری با نگاه جنسیتی که کور جنسیتی دیگران را بی پاسخ نمی گذارد. در برابر تمام مران افسار گسیخته ای که تا حرفی از حقوق زنان می شنوند شمشیر را از رو می بندند، می ایستد. مادرم با نگاهی نگران به من، به یکی از فامیل ها می گوید:«نمی دونی برای این امضاها چه هزینه هایی می دن.» لبخند می زنم و به امضاهای جدیدم خیره می شوم.

2/ 1/ 86
**********************
این پست رو در اوایل فروردین امسال، در راه سفر نوشتم. گذاشتنش روی وبلاگ رو فراموش کرده بودم.
شماره 22 زنستان که بیرون اومد مقاله ی پروین اردلان و ناهید کشاورز هم روی سایت قرار گرفته که به نظر من خیلی مقالات خوب و راه گشایی بودند. کاش مقاله ی نوشین احمدی هم بود که بهش لینک می دادم.
مقاله پروین اردلان: جنبش زنان در خیابان
این هم مقاله نوشین احمدی در مورد کمپین یک میلیون امضا و اعضای بازداشت شده کمپین که در دفتر ادوار خوندش: آن دو قصه گوی زندان زنان، و ادبیات تخیلی کمپین یک میلیون امضاء / نوشین احمدی خراسانی
**********************
می خواستم در ادامه در مورد ناهید و محبوبه بنویسم احساس کردم اگه یه پست جدا بذارم بهتره.

Tuesday, April 03, 2007

اعضای کمپین یک میلیون امضا در اوین

توی پست قبلی اومده که دیروز 5 عضو کمپین تغییر برای برابری دستگیر شدند. امروز 14 فروردین 3 نفر از اونها آزاد شدند اما ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده رو به اوین منتقل کردند و وکیلشون خبر داده که قرار بازداشت براشون صادر کردن. دیروز از این مسئله واهمه داشتم که اتفاق افتاد. خیلی نگران ناهید و محبوبه هستم. نمی دونم این بازداشت چه قدر طول می کشه.

Monday, April 02, 2007

پنج تن از اعضای کمپین "یک میلیون امضا" بازداشت شدند

چه قدر ناخوشاینده که من اولین پست سال 86 رو با خبر بازداشت پنج تن از دوستانم در کمپین تغییر برای برابری، امروز در پارک لاله شروع کنم.
متن خبری که در زنستان اومده رو کپی پیست می کنم
:

نويسنده: گروه خبر زنستان

تعدادی از اعضای کمپین " یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" که امروز در پارک لاله به جمع آوری امضا می پرداختند، بازداشت شدند.
ناهید کشاورز، سارا ایمانیان و همسر وی، محبوبه حسین زاده و سعیده امین بعد از بازداشت ابتدا به اداره مفاسد اجتماعی وزرا انتقال داده شده و بعد به کلانتری صد و چهار میدان نیلوفر تحویل داده شدند. بعد از ساعتی پرسش و پاسخ بازداشت شدگان بار دیگر به اداره مفاسد اجتماعی وزرا انتقال داده شدند و امشب را در بازداشت به سر خواهند برد.
مسولان کلانتری به خانواده های بازداشت شدگان گفته اند که فردا صبح به کلانتری صد و چهار مراجعه کنند تا وضعیت بازداشت شدگان را پیگیری کنند.

Saturday, March 10, 2007

بوی عید نمی آید

بعد از پشت سر گذاشتن هفته ی که به 8مارس ختم شد و با بازداشت 33 تن از دوستانم در مقابل دادگاه انقلاب شروع شد، دچار رخوت خیلی بدی شدم. ساعت ها می شینم زل می زنم به دیوار و گاهی غرق در افکار می شم و خیلی وقت ها هم به چیز خاصی فکر نمی کنم. هفته ی قبل رو با اتفاق تلخی شروع کردم. در تمام این روزها هم در تلاطم رهایی تک تکشون بودم. هنوز 2 نفر دیگر در زندان اند و معلوم نیست نگه داشتن شادی و محبوبه چه سودی دارد. اما الآن به حرکتی که شد فکر می کنم به جنبش زنان ایمان می آورم. جنبشی با خواسته های مشخص و پویا که برای رسیدن به تمام مطالباتش هزینه می پردازد. به قول الناز زنان با این بازداشت جمعی تابوی بند 209 زندان اوین رو شکستند و واقعا باید به همه شون تبریک گفت. انتقادهایی به این حرکت زنان می شه که من در هیچ کدوم تا به حال استدلال درستی ندیدم که بخوام جواب بدم. هر کسی هم حرفی زده از روی ترس بوده. اگر حتی جرات ایستادن بر خواسته های خودتون رو ندارید و خیلی راحت از شعار دموکراسی خواهی به خاطر پرداخت هزینه بر می گردید، پس شجاعت و جسارت زنان را زیر سوال نبرید. عملگرایی برای به دست آوردن مطالبات لازم است. اهمیت این موضوع رو نمی شه پنهان کرد.
فکر کنم اگر وقت دیگری به این موضوع بپردازم بهترباشه. می خوام از آزادی دوستانم بگم و ادامه بازداشت شادی و محبوبه که نگرانم می کنه.
روزی که تعدادی از بچه ها رو دیدم اصلا نمی تونستم جلوی اشک هام که از شادی بود رو بگیرم. حرف زدن با نیلوفر وسارا، دیدن شهلا انتصاری، رضوان مقدم، مینو مرتاضی، مریم میرزا، پرستوی زن نوشت، زینب، نسرین با روحیه، چهره ی سمیه. صدای جلوه و مریم حسین خواه واقعا شادی آور بود. ناهید کشاورز که همیشه برای ما خانم دکتره حتی اگر از این خوشش نیاد که خانم دکتر صداش کنیم. ایمیل تشکر نوشین و دیدن چراغ روشن زارا و سوسن و سارا توی چت. خوندن شعر ساقی توی بلاگش، همه بهم انرژی می ده.
8 مارس امسال تموم شد گرچه فشارهایی که به جنبش زنان اومد خیلی بیشتر از سال های اخیر بود و اوج مسئله بازداشت بچه ها و تفتیش منزل خیلی از فعالین بود. فیلترینگ سایت های زنان مثل زنستان و کمپین تغییر برای برابری، تبریک حاکمیت به زنان به مناسبت 8 مارس بود. اما تجربه حضورم در جامعه و دانشگاه نشون داده که صدای برابری خواهی زنان رو به هیچ صورتی دیگه نمی شه خفه کرد.
اینقدر حرف برای گفتن دارم که هر لحظه یه چیزی به ذهنم هجوم می یاره. گرچه از لحاظ روحی خیلی وضعم خرابه و این افسردگی آخرش من رو می کشه و این طوری که بوش می یاد قراره توی تعطیلات عید وضعم بدتر بشه، اما امیدم رو هنوز از دست ندادم.
فکر کنم بهتره همین جا تمومش کنم تا باز نرفتم سراغ یه موضوع جدید. می دونم این لینک دادن های پی در پی من صدای بعضی از دوستان رو درآورده ولی چاره ای ندارم که اضافه کنم سایت تغییر برای برابری باز هم فیلتر شده و آدرس جدیدش هم اینه:

راستی این لوگوهایی که گذاشتم رو دیدید؟ خودم خیلی باهاشون حال می کنم.
پی نوشت: چرا اصلا بوی عید نمی یاد؟ به خاطر سردی هواست یا اینکه هر سال برای من عید بدتر از سال قبل می شه؟

Wednesday, March 07, 2007

فراخوان تجمع روز جهاني زن

طي اين چند روز اين قدر گرفتار بودم كه نتونستم حتي يه پست جهت اطلاع راسني در مورد دستگيري 33 فعال زن مقابل دادگاه انقلاب بنويسم. براي پيگير خبرهاي فعالين بازداست شده به آدرس جديد زنستان مراجعه كنيد كه آدرس قبلي فيلتر شده. آدرس سايت كمپين هم دوباره فيلتر شده
ديروز در دانشكده ي علوم اجتماعي دانشگاه تهران هم براي آزادي تمام فعالين زن به ويژه فعالين دانشجو تجمع و تريبون آزاد از طرف كميسيون زنان دفتر تحكيم برگزار شد كه عكس ها و خبرها رو در اينجا بخونيد
فراخوان تجمع روز جهانی زن
(خواهش مي‌كنم با توجه به شايعاتي در خصوص لغو تجمع روز 5‌شنبه مقابل مجلس در انتشار اين اطلاعيه همكاري كنيد. چرا كه برگزاري اين تجمع به قوت خود باقي‌ست):
روز جهانی زن را زمانی گرامی می‌داریم که هنوز قوانین تبعیض‌آمیز بر سر زنان میهنمان سنگینی می‌کند. سیاست‌های جداسازی و سهمیه‌بندی جنسیتی با شدت هرچه تمام‌تر اعمال می‌شود. جنگ طلبان با کوبیدن بر طبل جنگ، آرامش و امنیت را از مردم سلب می‌کنند، حقوق بشر به طور مستمر نقض می‌شود. زنان، کودکان و سایر قربانیان خشونت و بی‌عدالتی، پناهی نمی‌یابند و آسیب‌های اجتماعی و فقر هرچه بیشتر چهره‌ای زنانه به خود می‌گیرد. در این شرایط، زنان با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر در مسیر احقاق حقوق انسانی، شهروندی و جنسیتی هم‌چنان پای می‌فشارند.ما با تاکید بر خواسته‌های دموکراتیک و مسالمت جویانه خود، از همه زنان و مردان آزاداندیش دعوت می‌کنیم برای ابزار همبستگی تا رفع هر گونه تبعیض و بی‌عدالتی علیه زنان و اعتراض به دستگیر شدن عده‌ای از فعالان زنان، به تجمع ما که در روز 8 مارس، 17 اسفند 85 از ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر در مقابل در اصلی مجلس برگزار خواهد شد، بپیوندند.

پ.ن1: اين تجمع بدون سر دادن هيچ‌گونه شعاري و در سكوت برگزار خواهد شد. لطفن اگر مي‌آييد حتا اگر به شما توهين كردند با آن‌ها درگير نشويد و حرفي نزنيد.
پ.ن2: با توجه به كمبود وقت و شايعه‌ي لغو اين مراسم، تا جايي كه امكان دارد براي انتشار اين اطلاعيه بكوشيد.پ.ن3: اين تجمع تنها براي بزرگداشت مراسم 8 مارس و در اعتراض به بازداشت فعالان زن برگزار خواهد شد و هيچ هدف ديگري را دنبال نمي‌كند و وابسته به هيچ سازمان يا فرد خاصي نيست و فقط تصميم جمعي از فعالان زن است كه دستگير نشده‌اند!

Friday, March 02, 2007

نقد و بررسی طرح پذیرش جنسیتی در دانشگاه

نقد و بررسی طرح پذیرش جنسیتی در دانشگاه

کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت، برنامه ای به مناسبت هشت مارس، روز جهانی زن، برگزار می کند.این برنامه شامل قسمتهای زیر است:
سمینار نقد و بررسی طرح پذیرش جنسیتی در دانشگاه با حضور دکتر شهلا اعزازی (دبير حلقه زنان انجمن جامعه شناسي و مدير گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه)، شادی صدر (حقوقدان و فعال زنان)، فریده ماشینی (پژوهشگر مسائل زنان و عضو جبهه مشارکت)
ارائه گزارش کمیته بررسی طرح سهمیه بندی جنسیتی
گزیده ای از فیلمهای جشنواره فیلمهای فمینیستی شامل پخش فوتوکلیپ، فیلم مستند و فیلم کوتاه ، تهیه شده توسط سایت میدان زنان
یکشنبه مورخ 13/ 12/ 85
دانشکده ی مدیریت دانشگاه تهران به آدرس بزرگراه جلال آل احمد - پل گیشا- دانشکده مدیریت دانشگاه تهران- تالار جنبی الغدیر ساعت 13 الی 16 شرکت برای عموم آزاد است.

Thursday, February 22, 2007

سمیه بینات (همسر احمد باطبی) رو ربودند

سمیه بنات (همسر احمد باطبی) رو اول ربودند و بعد گفتن دستگیرش کردیم. حالا از طرف کجا، معلوم نیست. باطبی هم دست به اعتصاب غذا خشک زده با اون وضعیت بد جسمانی اش. از نظر روحی هم که تو این شرایط هیچ کس نمی تونه حالش خوب باشه. دوست ندارم اتفاقی بیفته که به مرگ باطبی منجر بشه. اعتصاب غذای خشک اگه ادامه پیدا کنه حال فرد رو به وخامت می ره. الآن هم خیلی دیر شده برای انجام کاری ولی حداقل می تونیم اطلاع رسانی کنیم و از این اهرم برای فشار استفاده کنیم.امیدوارم اتفاقی نیفته وای اگر مسئله ای پیش بیاد این دفعه ما هم مقصریم که هیچ کاری نکردیم و دست روی دست گذاشتیم و حتی اطلاع رسانی نکردیم.ا

Tuesday, February 20, 2007

با يك اقدام جمعي سد فيلتر را بشكنيم

فراخوان ”كميته رسانه“ كمپين يك ميليون امضاء:
با يك اقدام جمعي سد فيلتر را بشكنيم
سه شنبه 1 اسفند 1385
تغییر برای برابری، سایت اینترنتی کمپین یک میلیون امضا در کمتر از دو هفته برای سومین بار فیلتر شد. با وجود راه اندازی آدرس جدید سایت، جمعی از فعالان کمپین تصمیم گرفته اند با راه اندازی وبلاگ هایی به نام «تغییر برای برابری» اقدام به انتشار مطالب جدید سایت کمپین کنند.
از همین رو کمیته رسانه کمپین براي گسترش اصلاع‎رساني ، از كليه‎ي وبلاگ‎نويسان حامي كمپين در هر نقطه‎ي دنيا، مي‎خواهد در صورت امكان، هر كدام يك وبلاگ با نام« تغيير براي برابري» راه‎اندازي كرده و همزمان با انتشار مطالب جدید در سایت کمپین، آنان نيز همان مطالب را در وبلاگ‎هايي كه راه‎اندازي كرده‎اند منتشر سازند.
اين حركت جمعي علاوه بر آسان كردن دسترسي مخاطبان به مطالب سايت فيلتر شده كمپين‬‬ می تواند روشی مسالمت آمیز برای اعتراض به فیلترینگ نیز باشد.
هر بار فيلتر شدن سايت كمپين، علاوه بر اختلال ميان سايت با مخاطبانش و نيز تحميل وقت و انرژي بسيار، بار مالي را نيز به اعضاي كمپين كه همگي به‎طور داوطلبانه فعاليت مي‎كنند تحميل مي‎كند. هزينه‎ي خريد دمين جديد (آدرس جديد) هر بار بالغ بر 10هزار تومان است و تمامي هزينه هاي سايت از طريق كمك‎هاي مالي اعضا و حاميان كمپين تامين مي‎شود، از همين رو كميته رسانه كمپين از هر پيشنهادي كه به شكستن سد فيلترينگ و نشر مطالب سايت كمپين كمك كند استقبال مي كند.
در اولین گام شش وبلاگ به صورت همزمان از امروز آغاز به کار می کند.علاقمندان به دریافت مطالب کمپین از پایگاه های اینترنتی فیلتر نشده می توانند با اضافه کردن آی دی we4change@yahoo.com در یاهو منسجرشان هر روز آدرس های فیلتر نشده سایت کمپین را دریافت کنند .
براي ارسال وبلاگ‎هاي جديدي كه به اين منظور راه‎اندازي مي‎كنيد نيز مي توانيد با كميته رسانه كمپين از طريق ايميل onlinewechange@gmail.com تماس بگيريد.
مطالب جدید کمپین در اين وبلاگ ها هم منتشر مي شود:
http://we-change1.blogfa.com/
http://wechange1.blogspot.com/
http://wechange.blogfa.com/
http://we4change.blogspot.com/
http://we4change.blogfa.com/
http://we-change5.blogfa.com/

Saturday, February 10, 2007

باز هم لینک

این پست های آخر همه اش شده لینک . کاش یه لینک دونی داشتم از این وضعیت راحت می شدم.
اما این لینک اول خیلی مهمه. آدرس سایت کمپین تغییر برای برابری بعد از اینکه فیلتر شده به we-change.biz تغییر پیدا کرد که اون آدرس هم فیلتر شده حالا آدرسش شده we4change.org یعنی به جای دش عدد 4 قرار گرفته.
تغییر برای برابری

این هم مطالب دوستان عزیزم از سفر نکرده به هند است :

Tuesday, February 06, 2007

امشاسپندان از زندان می گوید

به صورت اختصاصی به این مطلب امشاسپندان لینک می دم و توصیه می کنم همه این رو بخونند. البته ادامه داره. نوشتن این لحظه ها ، برخوردها، سوال ها خیلی مهمه. خاطرات روزهای تلخ...ش

Saturday, February 03, 2007

یه سری لینک هست که من چون گرفتار بودم ندیده بودم و لازم دیدم به تمام مطالب لینک بدم . تا افراد بیشتری بخونند. در مورد بازداشت سه تن از فعالان جنبش زنان هست که هم خود بچه ها و دیگران در مورد دستگیری آنها نوشته اند:س
زنان از خانه بيرون زده اند/مهرانگیز کار نوشته خانم کار در مورد این بازداشت
این مطلب توضیح شهرزاد نیوز در مورد دوره روزنامه نگاری است که قرار بود در دهلی بر گزار بشه:
مصاحبه روز آن لاین با فرناز سیفی:
کدام اقدام عليه امنيت ملي؟
گفتگو با فرناز سيفي پس از آزادي از زندان
نمی دونم چه قدر در جریان حرف های اخیر حسین درخشان هستید ولی از اونجایی که فکر می کردم اینها همه اش مهملاته بهش لیینک ندادم. اما خود فرناز در این مورد توضیح داده و جواب حسین درخشان رو داده.. خودتون بخونید: راستی این اولین پست فرناز بعد از آزادیه.
این هم جریان بازجویی دوستان در فرودگاه از زبان ناهید کشاورزِ

Friday, February 02, 2007

سهمیه بندی جنسیتی عین تبعیض است

مسئله سهمیه بندی جنسیتی در پذیرش دانشجویان موضوعی قدیمی نیست. از سال 83 این موضوع اول دهان به دهان می گشت و بعدا مشخص شد که فقط حرف نیست. سهمیه بندی جنسیتی قرار ِ تبدیل به مصوبه بشود و اجرا شود و متأسفانه در رشته های علوم پزشکی هم اعمال شد. گرچه آن موقع به علت وجهه ای که دولت داشت این قضیه را مسکوت گذاشتند. اما برخاستن دوباره زمزمه های این طرح از مجلس هفتم چیزعجیبی نیست. استدلال هایی هم که این بنیادگراها می کنند عجیب نیست. حذف کردن زنان از صحنه ی اجتماع و زندانی کردنشان در خانه باز هم عجیب نیست. از وقتی دولت جدید روی کار آمده پشت سر هم طرح های جدیدی برای یادآوری و تأکید بر نقش مادری و خانه داری زنان تصویب و اجرا کرده.:
تغییر نام مرکز مشارکت زنان به مرکز امور خانواده، طرح ممنوعیت فعالیت زنان پس از ساعت 6 بعد از ظهر در ادارات، افزایش ساعت شیردهی به نوزادان در اداره ها از یک ساعت به دو ساعت همه مصداق این حرفی است که می زنم. مجلس هفتم هم که همراه و همسو با دولت در حال تاختن است.
حتما طی چند روز گذشته استدلال های غیر منطقی و غیرعلمی نمایندگان را در مورد این طرح شنیده اید.
صحبت از قداست و کیان خانواده، بالا رفتن نرخ طلاق و سن ازدواج، هدر رفتن بیت المال در خرج کردن برای تحصیل زنان و ... است. استدلالی که این روزها اعصابم را به هم می ریزد پایین آمدن سطح کیفی تحصیل با افزایش دختران در دانشگاه است. اگر صحبت از رقابت های تحصیلی و آموزشی است که زنان ثابت کرده اند و وضع آموزشی بهتری دارند. این بهانه های پوچ دلیلی برای تصویب و اعمال این طرح نیست.
یکی از بچه ها تعریف می کرد دکتر ژاله شادی طلب می گفته یکی از استادان دانشکده ی علوم اجتماعی رفته پیشش و گفته من دارم تحقیقی می کنم در مورد اینکه افزایش دختران در دانشکده کیفیت تحصیلی را پایین آورده. دیدن چهره ی شادی طلب در آن لحظه خیلی جالب بوده. آقایان وضع بد دانشکده ها از نظر امکانات رفاهی و تحصیلی و بی سوادی استادان دانشکده ها را رها کردند چسبیدند به اینکه دختران را از دانشگاه حذف کنند.
به جای حل مسئله که همان وضعیت بد اشتغال و بیکاری و این قانون مسخره تمکین که زن برای کار و محل زندگی و تحصیلش از شوهرش یا پدرش اجازه بگیرد، است. لقمه را دور دهان می چرخانند تا ناگهان سلطه مردانه خود را بر تمام حوزه های زندگی و فعالیت زنان از دست ندهند.
دختران دبیرستانی همیشه دانشگاه را محلی برای ارتقا شخصیت خود و به دست آوردن آزادی های بیشتر می دانند. این حقیقتی است که بر هیچ کس پوشیده نیست. حالا که توی این مملکت هیچ چیز سر جای خود نیست بگذار این هم نباشه. متأسفانه دختران تا وقتی که به دانشگاه نیایند هیچ آزادی ای ندارند. این مسئله ناراحت کننده است اما ناراحت کننده تر از آن وقتی است که تنها راه موجود نیز بسته شود. رشد آگاهی زنان پس از ورود به دانشگاه همان چیزی است که تفکر مردسالار نمی خواهد. ورود به دانشگاه دری است که زنان پس از آن می توانند در صحنه اجتماع حضور پیدا کنند.
رشته هایی که این روزها تلاش می کنند که از ورود زنان به آنها جلوگیری کنند معدن و مکانیک و مواد و کشاورزی و دامپزشکی است. دوست دارم از دوستانم که در این رشته ها درس می خوانند بپرسم وضعیت این رشته ها در حال حاضر از نظر جنسی به چه صورت است؟ وضعیت کار برای دختران چگونه است؟ آیا دلایلی که برای جلوگیری از تحصیل زنان در این رشته ها می آورند منطقی است؟
در این مورد حرف برای گفتن زیاد دارم. اینکه چه باید کرد و آیا کارهایی که می کنیم می تواند از تصویب این طرح جلوگیری کند هنوز برایم روشن نیست. از این واهمه دارم که حتی به جای تقسیم بندی 50، 50 بخواهند حضور زنان را به طور کلی از بعضی رشته ها حذف کنند و حتی ورود زنان را به دانشگاه بیش از این ها کاهش بدهند. یعنی اگر میزان ورود به دانشگاه الآن 60 به40 برای زنان است این نرخ را برعکس کنند. وقتی میزان شرکت کننده های کنکور 60 درصد دختران و 40 درصد پسران است، سهمیه بندی جنسیتی عین تبعیض و محدودیت سازی است.
کاش همه ی ما در وبلاگ هایمان از این تبعیضی که نیمه ی دیگر جامعه را از حضور در اجتماع حذف می کند سخن بگوییم و هم صدا به آن اعتراض کنیم.
وبلاگ هایی که در این مورد نوشته اند:
نسرین عزیز که کم مونده بود به خاطر این قضیه گریه کنه. تو وبلاگ نسرین لینک های دیگه هم می تونید پیدا کنید.
این پست علی عبدی که خیلی خوب همه چیز رو توضیح داده و به حرف های نماینده های موافق و مخالف لینک داده.