هویت ملی برای ایرانیان علی الخصوص کسانی که دست به مهاجرت زده اند بسیار اهمیت دارد، در محل زندگی و سکونت ایرانیان خارج از کشور وارد که می شوی نماد ها و تصاویری سنتی را بر دیوارها می بینی که همه نشان از تلاش برای برقراری با گذشته ای دور و غایب دارد. طبق ساختار تئوریک این مقاله من این ادعا را مطرح می کنم که تضاد هایی که نسل اول و دوم ایرانی ها تجربه می کنند تا حدی در این موضوع طبقه بندی می شود. یعنی نسل اول ایرانی ها و فرزندانشان گرچه دارای توافق و تلاش برای نگهداشت هویت ایرانی هستند اما دچار چالش هایی نیز می شوند.
اگر نسل اول ایرانی ها به حفظ الگوی زنانگی در دختران اهمیت می دهند و در ناخودآگاه ذهنی شان شکل خاصی از زن ایرانی را تمایل دارند نشان دهند و در عین حال رفتارهای اجتماعی و جنسی دخترانشان را از کودکی و نوجوانی کنترل می کنند. اگر انتظار دارند که نسل دومی ها الگوهای موفقی در تحصیل و دستیبابی به جایگاه شغلی باشند و آرزو دارند که تصویر خاصی از خانواده سنتی و اصیل ایرانی را پاسداری کنند به این دلیل است که می خواهند پاره هایی از هویت ملی را رقم بزنند آن هم در جامعه ای که انواع روش های ساختاریافته برای سرکوب مهاجرهای غریبه یا نادیده گرفتنشان استفاده می کند. این راه ها روش هایی برای مقاومت و دوری جستن از قرار گرفتن در رتبه شهروند درجه دوم یا پایین بودند در جامعه به شدت طبقه بندی شده نژادی و جنسیتی امریکا است.
این موضوع صرفا به اختلافات نسلی بین نسل اول دوم که منشآ آن آمدن از زمینه ی سنتی جامعه ایران و یا بزرگ شدن فرزندانشان در محیط امریکا بازنمی گردد بلکه تلاشی برای حفظ هویت و رشد و تقویت «جامعه ای خیالی» به باور بندیکت اندرسون است. این عمل جمعی در واقع همان بازیابی هویت جمعی است اما نه فقط با نشانه ها و سمبل ها و نمادهای آنتیکی از گذشته چون مراسم ها و اعیاد ایران باستان و یا وابستگی به هویت ایرانی -کوروشی. بلکه با انتقال الگوی موفق بودن، خانواده محور بودن، الگوهای جنسی تا حدودی سنتی این تلاش صورت می گیرد. به خصوص در جامعه فردگرای امریکایی که به دستآوردهای شخصی افراد ارزش بسیاری می دهد.
فشاری که نسل اول به نسل دوم می آورد فشاری است که به صورت محسوس یا نا محسوس در اقر زندگی در جامعه ای بیگانه از نسلی به نسل دیگر منتف می شود. نسل اول می خواهد به جایگاهی تثبیت شده در جامعه مهاجر برسد با اتصال به هویتی جمعی که شاید واقعیت های مصداقی و بیرونی نیز نداشته باشند. می خواهد فرزندان کمتر با چالش های مهاجرت درگیر باشند و موقعیتی برجسته جهت مقاومت در برابر تبعیض داشته باشند. این تلاش با ادعا و اصرار بر موفق بودن، پاک و اصیل و قدیمی بودن فرهنگ و با مرزگذاری با فرهنگ بیگانه درست می شود.









