Monday, May 07, 2007

پلی‌تکنيک را دريابيد!


اين روزها بايد بچه هاي پلي تكنيك را ياري كرد كه در اين نبرد تن به تن تنها مانده اند. توطئه ي نيروهاي امنيتي از طرف هيچ كس غير از خودشون باور نشده اما هر روز يكي ديگه از بچه ها رو دارن مي گيرند. اين دستگيري ها از طرف قوه ي قضانيه نيست و توسط نيروهاي امنيتي و به صورت غيرقانوني انجام مي شه. هر دانشجوي فعالي از پلي تكنيك رو در خيابون ببينند مي گيرند .امروز وبلاگ يادداشتهاي يك چريك تنها رو پيدا كردم كه در اين مورد مي نويسه و پستي كه نوشته پلي تكنيك را دريابيد. من هم با اجازه همين تيتر رو زدم و اين عكس رو كه در بالا مي گذارم از اونجا برداشتم. تصاوير حاميان انقلاب فرهنگي و سياهي لشكران است كه بعد از تجمع جلوي در حافظ كه سه شنبه ي هفته ي پيش بود به دعوت مديريت دانشگاه اميركبير رفع خستگي مي كنند و جوجه كباب ميل مي كنند. به قول همين دوستمان بهشون خوش گذشته ديروز هم دوباره رفتن كه پشت در مديريت دانشگاه بهشون ناهار بده و چند تا شعار انقلاب فرهنگي هم بدهند.


بقيه خبرها رو در خبرنامه ي اميركبير بخوانيد

تصاویر فردی که احتمالا در توزیع نشریات موهن نقش داشته است

احمد قصابان مدیرمسئول نشریه سحر در بند ۲۰۹ اوین

آيت‌‏الله منتظري:انكار مديران مسئول شرعا مسموع است

آمادگی مجلس برای بررسی وقایع پلی‌تکنیک

دفتر سياسي جبهه مشاركت:عوامل اصلي غائله دانشگاه اميركبير بايد شناسايي شوند

انقلاب فرهنگی، توطئه بسیج است، توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد

زنستان 23: زن و زندان


شماره ي 23 زنستان هم بيرون آمد . با مطالبي از ناهيد كشاورز و محبوبه ي حسين زاده كه از تجربه ي زندان و دردهاي زنان زنداني گفته اند
زنان زیر سایه قدرت و قانون (1) از نوشين احمدي خراساني در مورد حجاب. تحليل نوشين از حجاب خياي عالي بود.

Thursday, May 03, 2007

برای آنان که از دین ابزاری می سازند برای سرکوب



ای شده چون سنگ سیاهی صبور،
پیش دروغ ِ همه لبخندها!
- بسته چو تاریکی جاوید گور
-خانه به روی همه سوگندها!



مهدی اخوان ثالث / کتاب زمستان

عکس از سایت My Reticence

Wednesday, May 02, 2007

روشنگری

بیانیه تحلیلی کمی طولانی ست. جاهای مهم رو تغییر زنگ دادم که فکر می کنم خیلی خوب جریان پرونده سازی رو توضیح داده.
بيانيه تحليلي انجمن اسلامي دانشجويان صنعتي اميرکبير در خصوص توطئه پخش نشريات مجعول در اين دانشگاه

روز گذشته در حالي که جامعه دانشگاهي پلي تکنيک تهران آماده برگزاري انتخابات آزاد شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان مي شد و در زماني که اعضاي انجمن دوشادوش تمامي دانشجويان و ياران دبستاني شان از پس يک سال سرکوب و فشار، سرافراز و استوار از مبارزه در برابر مردم فريبي، آزادي ستيزي و خردگريزي بيرون آمده بودند، بار ديگر شاهد آتش افروزي عمال استبداد و کليد خوردن پروژه امنيتي جديدي به عملگي آنان و فرماندهي اربابانشان بود تا عيان شود که در دولت مهرورز سرکوب دانشجويان آزادي خواه هرگز از ياد نخواهد رفت و دانشجويان آزاده و فهيم پلي تکنيک همواره در معرض انتقام جويي ياران دولت به پاس اعتراضاتشان هنگام حضور احمدي نژاد در دانشگاه قرار دارند.

دولت اقتدارگرا پس از به شکست انجاميدن کليه پروژه هاي سرکوب اعم از تخريب ساختمان انجمن اسلامي دانشجويان، تعليق و ممنوع الورود کردن اعضاي انجمن، ايجاد انجمن موازي، باز گذاشتن دست تشکل پادگاني بسيج براي امنيتي کردن فضا و برخورد با دانشجويان، توقيف نشريات دانشجويي و… اين بار پروژه اخراج فعالين دانشجويي از دانشگاه و بازداشت آنان از سوي نهادهاي امنيتي را به مبتذل ترين وجه ممکن و با چاپ جعلي نشريات مستقل دانشجويي و سپس سازمان دادن تجمعات از پيش هماهنگ شده بسيجيان به کار گرفته تا در قالب استراتژي فرار به جلو، ضمن حاکم کردن فضاي رعب و وحشت در دانشگاه با طرح درخواست اخراج فعالين دانشجويي و اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان به خيال خود درخت تناور آزادي خواهي را در دانشگاه صنعتي اميرکبير ريشه کن نمايد.

لذا انجمن اسلامي دانشجويان در راستاي آگاهي بخشي و روشنگري اذهان هم دانشگاهيان عزيز و براي آشکار کردن هويت پليد توطئه گران مراحل مختلف طراحي و اجراي اين پروژه امنيتي را به شرح زير اعلام مي نمايد:

۱- همزمان با اعلام اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان مبني بر برگزاري انتخابات آزاد شوراي مرکزي اين تشکل اصيل دانشجويي و پافشاري بر پاي بندي در عهدشان با دانشجويان، محافل اقتدارگرا که سوداي نهادينه کردن خفقان در دانشگاه ها و ساير حوزه هاي جامعه مدني را در سر مي پرورانند، بار ديگر فعال شده و از سويي به پياده نظام خود در دانشگاه ها در بسيج دانشجويي نيز پيام آماده باش صادر مي کنند تا با ايجاد بهانه لازم و براي بسته تر کردن فضاي دانشگاه، امکان برگزاري انتخابات انجمن را سلب کرده و در نتيجه فضاي اعتراضي و منتقدانه پلي تکنيک را براي هميشه خاموش کنند.

۲- بابک زمانيان از اعضاي شوراي عمومي انجمن روز شنبه اول ارديبهشت ۸۶ در حين حرکت به سمت خوابگاه با تجمع جمعي از آسيب ديدگان اقتصادي مواجه مي شود که در حين گذر از کنار آن ها ابتدا توسط نيروهاي لباس شخصي امنيتي بازداشت و در اختيار نيروي انتظامي قرار داده مي شود و سپس به گفته قاضي پرونده اش، طي تماس تلفني و استعلام از دانشگاه با نظر مديريت دانشگاه مبني بر ادامه بازداشت و تحويل به مقامات امنيتي، تحويل بند ۲۰۹ زندان اوين مي شود. در همين حين محافل اقتداگرا به گونه اي کاملا هماهنگ از اعترافات وي در خصوص پروژه آشوب در دانشگاه سخن مي گويند (روزنامه کيهان، خبرگزاري فارس، سايت رجانيوز، مصاحبه فرمانده بسيج).

۳- در اين هنگام تئوري پردازان برخورد امنيتي با دانشگاه ها با انجام عملي بي سابقه و به دور از هر گونه اخلاق انساني فرمان به جعل نشريات مستقل دانشجويي که مشي منتقدانه نسبت به دولت و اقدامات سرکوب آميز آن داشته اند کرده و با کمک عمله هاي بي مزدشان در دانشگاه ضمن چاپ مطالب موهن در آن ها اقدام به پخش آن در دانشگاه تحت لوگو و نام اين نشريات مي نمايند. با نگاهي به نشريات جعلي چاپ شده نکات زير به وضوح در خصوص تمامي آن ها مويد جعلي بودن اين نشريات مي باشد:
الف) يکسان بودن بخش عمده اي از مطالب نشريات مجعول به نحوي که گويا جاعلين بي اخلاق براي پر کردن صفحه اين نشريات از مقالاتي که بهانه کافي براي برخورد با دانشجويان فراهم مي آورد دچار کمبود مطلب بوده اند.
ب) يکسان بودن کاريکاتور موهن چاپ شده در اين نشريات
ج) لوگوي نشريات جعلي به وضوح اسکن شده و به صورت تقلبي چاپ شده است.
د) متقلبين موذيانه ساعت پخش نشريات تقلبي را پس از پايان تجمع دانشجويان و در ساعت خلوت شدن صحن علني دانشگاه (حدود ساعت ۱۳) انتخاب کرده اند تا ضمن توزيع با برخورد هوشيارانه دانشجويان و مسئولان واقعي نشريات مواجه نشوند.
ه) رويکرد مطالب چاپ شده و نوع عبارات و جملات به کار رفته در آنها بر خلاف رويه فعاليتهاي يکسال گذشته انجمن اسلامي و نشريات نزديک به آن و همچنين بر خلاف رويه چندين ساله گذشته اين نشريات بوده است.

۴- پس از برخورد سريع دانشجويان با اين موضوع و جمع آوري نشريات جعلي از سطح دانشگاه توسط آنان، فعالين دانشجويي دانشگاه براي پي گيري موضوع و اعتراض به جعل عنوان و لوگوي نشريات به ساختمان مديريت دانشگاه مراجعه مي کنند که در آن جا با صحنه تعجب برانگيز تجمع اعضاي بسيج پلي تکنيک که توسط اعضاي بسيج ساير دانشگاها ها و انصار حزب الله همراهي مي شدند مواجه مي شوند و درمي يابند که در اين بخش از پروژه از پيش طراحي شده امنيتي قرار است نيروهاي شبه نظامي در دانشگاه با شکل دادن تجمعات به اصطلاح خودجوش ضمن بالا بردن فشار روحي و رواني بر دانشجويان، درخواست اخراج اعضاي انجمن و مديران مسئول نشريات که از چاپ اين مطالب بي خبر بوده اند را مطرح نمايند. اعضاي بسيجي حاضر در اين تجمع در عين حال به ضرب و شتم دانشجويان و اعضاي انجمن اسلامي مي پردازند به نحوي که تني چند از دانشجويان در اثر شدت جراحات وارده در بيمارستان بستري شدند.

۵- بررسي عکس العمل بسيج دانشجويي و نهادهاي اقتدارگرا و به خصوص رسانه هاي تئوري پرداز سرکوب و استبداد نيز در اين خصوص نکات جالبي را آشکار مي سازد:
الف) نخستين تجمع اعضاي بسيج براي درخواست اخراج مديران مسئول نشريات و برخورد امنيتي با آنان در زماني صورت مي گيرد که اين نشريات جعلي تازه در سطح دانشگاه در حال پخش بوده و حتي دانشجويان عادي دانشگاه هنوز متوجه چاپ و توزيع آن ها نشده اند. مضحک است که اعضاي بسيج اميرکبير به همراه اعضاي بسيج ساير دانشگاه ها و نيروهاي خارج از دانشگاه چگونه در اين زمان چند دقيقه اي هماهنگي لازم را جهت برگزاري تجمع در ساختمان رياست دانشگاه انجام داده اند و حتي درخواست ها و شعارهايشان را هم از قبل مشخص کرده اند.
ب) مسئول بسيج دانشجويي اميرکبير (موسوي) طي مصاحبه اي با خبرگزاري ايلنا اعلام کرده است که بابک زمانيان عضو انجمن اسلامي دانشجويان در زندان به نقشه قبلي و از پيش طراحي شده براي انجام اين پروژه اعتراف کرده است. هم زمان با ادعاي وي، سايت هاي خبري رجانيوز (منتسب به هوادارن احمدي نژاد)، خبرگزاري فارس و نيز روزنامه کيهان (ارگان مطبوعاتي محافل امنيتي) نيز عينا همين ادعا را تکرار مي کنند و سعي در معرفي نمودن اين حيله ناجوانمردانه شب انديشان به عنوان پروژه شبکه هاي موهوم بيگانه و… دارند تا جايي که روزنامه کيهان در مطلبي شايسته استهزا آنرا به محفلي در هلند نسبت مي دهد و سايت رجانيوز منبع و ريشه اين پروژه را کاخ سفيد و آمريکا مي خواند و اين همه در حالي است که بابک زمانيان هنگام عبور از کنار يک تجمع عادي مالباختگان اقتصادي در مجاورت خوابگاه خود و برحسب تصادف بازداشت شده ولي از آن زمان تاکنون هيچ گونه اطلاعي از وضعيت وي در دست نيست.
ج) در خصوص ادعاي اعترافات يار دبستاني در بندمان، بابک زمانيان، توسط فرمانده بسيج دانشجويي، ذکر اين سوال حياتي است که چگونه يک دانشجو به اعترافات فردي که در زندان اوين و در بند امنيتي ۲۰۹ به سر مي برد دسترسي داشته و از جزئيات آن آگاه است؟ اين موضوع مشخصا يا به اين معناست که فرد داراي دسترسي به اين اطلاعات، همکار نهادهاي امنيتي است و يا در پروژه اي از پيش طراحي شده نقشي را به تناسب توان خود بر عهده گرفته است.
در غير اين صورت بايد پذيرفت اين ادعا بلوفي بيش نبوده و براي سنگين کردن فضاي رواني دانشگاه به کار رفته است. وانگهي ادعاهاي هماهنگ اقتدارگرايان در داخل و خارج از دانشگاه در خصوص اعترافات بابک زمانيان نشان دهنده وجود پروژه امنيتي است که در آن قرار است از يک فعال دانشجويي که کاري به جز فعاليت مستقل، منتقدانه و آزادي خواهانه ندارد تحت فشار و شکنجه اعترافات دروغيني اخذ شود و سپس اين اعترافات مبنايي براي برخوردهاي احتمالي بعدي با ساير فعالين قرار گرفته و در نهايت به قطع شريان جنبش دانشجويي در دانشگاه اميرکبير و ساير دانشگاه ها بيانجامد.
راستي را شبهه انگيز آن شيطان دون / در فتند اين جمله کوران سرنگون

۶- بسيج دانشجويي که براي هر چه بهتر اجرا کردن نقش خود در سناريوي از پيش طراحي شده فوق مانند هميشه به آتش بيار معرکه بدل شده که هيزم آن سرنوشت و زندگي همکلاسي هاي ما در دانشگاه است، اين بار علنا درخواست اخراج دانشجويان و نيز برخورد امنيتي و قضايي با آنان را مطرح نموده و در بيانيه خويش به صراحت سخن از «اقدام شهادت طلبانه» اعضاي خود براي برخورد با اين موضوع در صورت کوتاهي مسئولان نموده است. در عين حال که تهديدهاي اين چنيني از جماعتي که آرمان و ايمان و عقل خود را به اشاره صاحبان قدرت و ثروت مي فروشند و رسالت خود را تنگ کردن عرصه بر مظلومين و ياري ظالم در ظلم خود مي دانند، بيشتر به عشوه گري براي اربابانشان مي ماند و اين ردا هرگز درخور قامت آنان نيست. به اينان توصيه مي کنيم که به جاي حواله دادن دانشجويان فهيم پلي تکنيک به داستان «تيغ و حلقوم» و تهديد آنان به اقدام خشونت بار لحظه اي با خود بينديشند تا دريابند آن چه بر هم دانشگاهيان شان روا مي دارند و پروژه اي که براي انجام آن کف به دهان مي آورند از کليه اصول انساني، اخلاقي، ديني و عرفي به دور است که هيچ، عين رذالت و بي شرمي است. از اين جماعت مي پرسيم که در اسلام شما اگر به کسي اتهام دروغ و واهي وارد شود و فرياد دادخواهي او براي تکذيب اين اتهام برخيزد، ولو آن که آن فرد رقيب يا حتي دشمن شما باشد، آيا بايد با ناجوانمردي و سيه دلي هر چه بيشتر کوشيد تا اين فرياد دادخواهي ره به جايي نبرد و تلاش کرد تا اتهاماتي که از بيخ و بن دروغ است جمعي از بهترين و پاک ترين فرزندان ايران را در کام خود فرو برد؟ آيا در اسلام شما فشار و شکنجه بر يک جوان دانشجوي براي اخذ اعترافات دروغين و پذيرش گناه ناکرده در پس ديوارهاي قطور زندان لذت آفرين و درخور تحسين است؟ به راستي هرگز تلاش کرده ايد که خود را دست کم در چنين موقعيتي تصور کنيد؟ فاين تذهبون؟ واي بر شما که دروغ را راست و راست را دروغ شهادت مي دهيد و براي خوشامد صاحبان قدرت روشني روز را تيرگي شب فتوا مي دهيد.

۷- رد پاي بعضي از مديران ارشد دانشگاه در مراحل مختلف اين پروژه کاملا مشهود است. مديريت دانشگاه بايد به صراحت پاسخ بگويد که در شرايطي که انتشار نشريات دانشجويي در پلي تکنيک با همه جور کنترل از سوي معاونت فرهنگي مواجه است و مورد برخوردهاي شديد انتظاماتي و حراستي قرار مي گيرد، چگونه اين نشريات جعلي به سهولت در دانشگاه توزيع شده است؟
همچنين در شرايطي که چندي است ساختمان رياست، به خارج دانشگاه منتقل شده است و ملاقات دانشجويان دانشگاه اميرکبير با مديريت دانشگاه تحت شديدترين تدابير امنيتي ميسر مي شود، بسيج دانشگاههاي تهران چگونه و با هماهنگي چه کسي به سهولت امکان حضور در ساختمان مديريت دانشگاه را يافته است؟
افزون بر اين موارد، همکاري مديريت دانشگاه در تامين شربت گوارا و تهيه ناهار جوجه کباب براي بسيجياني که در مقابل درب اصلي دانشگاه، خواستار انقلاب فرهنگي جديد بودند، بيش از هر مساله ديگري از تمايل مديريت دانشگاه از اجراي چنين پروژه امنيتي حکايت دارد. رياست دانشگاه بايد پاسخ بگويد که اين هماهنگي که بدستور مدير کل امور اداري دانشگاه، حاجي زاده (عضو تشکيلاتي آبادگران) صورت گرفته است، طبق کدام قوانين از بودجه دانشگاه پرداخت شده است؟ و آيا اين نيز از معيارهاي عدالت گستري دولت نهم است که بودجه جاري دانشگاه صنعتي اميرکبير (که حق مسلم جامعه دانشگاهي پلي تکنيک است)، براي همفکران آبادگراني مديريت دانشگاه صرف شود؟

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير ضمن محکوم کردن سوء استفاده از نام و لوگوي نشريات مستقل دانشجويي و چاپ مطالب اين نشريات که طبق بيان روشن و تکذيب صريح مديران مسئول آنها، بدون کوچکترين اطلاعي از سوي آن ها توسط محافل شبه امنيتي و توطئه گر جعل شده تا بهانه لازم براي برخورد با فعالين دانشجويي را فراهم کند و نيز ابراز نگراني در خصوص اخذ اعترافات دروغين از بابک زمانيان عضو انجمن اسلامي دانشجويان براي تکميل اين پروژه شوم، از کليه دانشجويان و اعضاي جامعه دانشگاهي پلي تکنيک مي خواهد که با هوشياري و حضور مدني خود در برابر خط سرکوب جنبش دانشجويي و تحديد هر چه بيشتر فضاي دانشگاه ها بايستند.

انجمن اسلامي دانشجويان اميرکبير همچنان محکم و استوار بر عهد خود براي برگزاري انتخابات آزاد و دموکراتيک شوراي مرکزي طبق زمانبندي از پيش برنامه ريزي شده، ايستاده و اجازه پايمال شدن حقوق مشروع دانشجويان را به عمله استبداد نخواهد داد. حوادث آتي دانشگاه صنعتي اميرکبير در هفته آينده که مصادف با برگزاري انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان مي باشد، به خوبي مي تواند گواه اين باشد که هدف و مقصود مدعيان اعتراض به هتک حرمت پيامبر اعظم و ائمه اطهار چه بوده است. آيا اين اعتراضات تنها وجه مذهبي و اعتقادي داشته است و يا در پس آن اهداف شوم و غرض ورزي هاي جناحي نهفته است؟ بر ما مسلم است که اين پروژه اي ننگين براي کارشکني در برگزاري انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان و جلوگيري از شکل گيري نهادي مستقل در دانشگاه است.

همچنين به طراحان پروژه هاي امنيتي اينچنيني که سياه دلي و بدطينتي خود را با انجام چنين سناريويي بيش از پيش بر همگان آشکار ساخته اند و نيز عوامل آنان در دانشگاه ها هشدار مي دهيم که بيش از اين به حاکم کردن فضاي اختناق در دانشگاه ها نينديشند و براي خاموش کردن صداي منتقدانه دانشجويان دسيسه چيني نکنند. هر چند نيک مي دانيم که «وصف خورشيد به شب پره اعمي نرسد» اما به آنان توصيه مي کنيم که خود را در برابر خواست هاي به حق و مشروع دانشجويان براي رسيدن به جامعه اي آزاد، دموکراتيک و توسعه گرا قرار ندهند چرا که گذر زمان و تلاش و آگاهي روزافزون شهروندان ايراني پرده از بي بنياد بودن انديشه هاي پوچ و آزادي ستيزانه آنان برخواهد داشت.

انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه صنعتي اميرکبير
(پلي تکنيک تهران)

!!!یک نمایش مهرورزانه

اعلام کردند چون بوسه روی دستکش بوده ایرادی ندارد!
یاد شیرین عبادی افتادم که سال ها پیش با محمد ملکی توی دانشگاه امیرکبیر دست داده بود و بعدش چه فتنه ها به پا شد. چرا راه دور
برویم؟؟ گوهر خیراندیش رو که همه به یاد می آورند؟ ممنوع تصویر شد...
********************
خبر دارید امروز نزدیک به 40 تا معلم بازداشت شدند؟؟ از نشانه های مهروزی ست...
********************

این قسمتش شخصیه: امروز که زنگ زدم بهش که روزش رو تبریک بگم ناخودآگاه بغض کرده بودم. برای تمام سال های سختی که گذروندیم و سال های سخت تری که می گذرونیم. این روزها بغض عجیبی دارم. بغضی که می خوام به فریاد تبدیلش کنم.

Tuesday, May 01, 2007

پرونده سازي براي نابود كردن دانشجويان

نمي دانم چه قدر در جريان اتفاقات روز گذشته وامروز دانشگاه اميركبير قرار گرفتيد. ديروز كه باخبر شدم براي دانشجويان اين دانشگاه چه نقشه اي ريختند و به صورت كاملا سازمان يافته و از پيش برنامه ريزي شده، همزمان با اينكه آن چهار تا نشريه را نيروهاي امنيتي وبسيجي ها در دانشگاه با تعداد خيلي كم پخش مي كردند‏، نيروهاي اطلاعات به خوابگاه دانشجويان اميركبير حمله كردند و دقيقا براي تكميل اين پرونده سازي كيس كامپيوتر چند نفر از فعالين رو بردند.جعل نشريات و لوگوي اين نشريه ها كه وابسته به انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير بودند بي اخلاق ترين و كثيف ترين حربه براي نابودي دانشجويان فعال اين دانشگاه است. چه دليلي دارد كه يك مطلب توهيني به صورت برنامه ريزي شده در هر چهار نشريه ي ريوار، سحر، سرخط و آتيه آمده باشد جز اينكه دارند پرونده سازي مي كنند؟؟ جالب است كه نيروهاي بسيجي‏، امروز در نشريه مستضعفين(نشريه بسيج دانشجويي دانشگاه تهران كه با تعداد خيلي زياد كه معلوم است پولش مثل كيهان از كجا مي آيد) تمام اطلاعاتي كه نيروهاي امنيتي از طريق شنود تلفن فعالين دانشجويي اميركبير به دست آورده بودند،چاپ كرده بودند.
كيهان هم كه از ديروز خوب دست گرفته وتوهين و افترا رو از جنبش زنان به جنبش دانشجويي تغيير داده.
آقايان بسيجي و كيهاني هم از مشكل فني سايت روزنا(اعتماد ملي)سوء استفاده كردند و سرمست از اين مشكل فني، امروز توي روزنامه كيهان و همين نشريه مستضعفين زده بودند كه آره دانشجويان اميركبير اين مسئله ي توهين به مقدسات رو چيدند و عضو انجن اسلامي آنها قبل از اينكه اين اتفاق كه ساعت 2 بعدازظهر بوده بيفتد از ساعت 10 صبح مصاحبه كردند. در صورتي كه خود سايت روزنا امروز نوشته كه ساعت اين سايت مشكل داره و به جاي ساعت 2:30 دقيقه ساعت 10:30 دقيقه رو پاي ارسال اين مصاحبه زده. حالا بايد مي ديديد با اين اشتباه چه مانوري مي دادند. ديروز به صورت كاملا برنامه ريزي شده بسيجي ها آمدند توي دانشگاه و رفتند دفتر رياست دانشگاه اميركبيرو تحصن كردند كه توهين شده. اين توهين رو كي كرده بماند... معلوم است نقشه اي از پيش تعيين شده براي زدن دانشجويان است وگرنه خيلي از كساني كه حتي توي انجمن اسلامي كار مي كنند عقايد مذهبي دارند و هيچ وقت همچين كاري نمي كنند. ديروز هم حكم ارتداد براي نويسنده مقالات گرفته بودند كه داشتن اين همه وقت براي انجام اين كارها واقعا جاي سوال داره. شمايي كه ساعت 2 فهميديد از كي حكم ارتداد گرفتيد؟؟؟؟
امروز دم در اميركبير شعار مي دادند انقلاب فرهنگي نياز امروز ما و مي گفتن بايد در اميركبير انقلاب فرهنگي راه انداخت.
متأسفانه كساني كه مدعيان دين هم هستند ديروز با چوب و چماق و ميله از دانشجويان اميركبير كه براي اعتراض به ساختمان رياست دانشگاه رفته بودند استقبال كردند. 5 نفر از دانشجويان مصدوم شدند.
آقايان براي زدن دانشجويان از دين مايه مي گذارند. باور به اعتقادات ديني براي اينها در همين حد است.
امروز در دانشگاه اميركبير تحصن بود كه لينك ها را مي گذارم:

گزارش کامل تریبون آزاد انجمن اسلامی در اعتراض به اتفاقات اخیر

گزارش تصویری تریبون انجمن اسلامی

ادامه پروژه امنیتی :حمله عوامل امنیتی به خوابگاه دانشجویان و سرقت کامپیوتر یکی از اعضای انجمن اسلامی( اين اخبار ديروزه)ب

اطلاعیه چهار مدیر مسئول نشریات دانشجویی پیرامون انتشار نشریات جعلی در دانشگاه

فشار نهادهای امنیتی بر بابک زمانیان برای اخذ اعترافات تلویزیونی

اين هم خبر سايت روزناست در مورد مشكل فني اين سايت:ذوق زده نشويد؛ سايت روزنا مشكل فني دارد

اخبار را در سايت خبرنامه اميركبير ببينيد: http://autnews.net/
مريم شباني به نكته ي خوبي اشاره كرده كه كاملا درسته است. نشرياتي كه لوگوي آنها جعل شده از طرف دانشگاه ماه ها پيش توقيف شده بودند: توطئه كثيف

Wednesday, April 18, 2007

آن كه پرده را مي كشد

به كوچه بايد رفت
گرچه ماشين ها از ميان ما و آفتاب مي گذرند
به كوچه بايد رفت
اين همه آسمان در پنجره جا نمي شود.
مي خواهم در جنوبي ترين جاي روحت
آفتاب بگيرم
چراغ سقفي به درد شيطان هم نمي خورد
آن كه پرده را مي كشد
نمي داند
هميشه صداي كسي كه آن سوي خط ايستاده
فردا مي رسد
بگذار هر چه مي خواهند
چفت در را بيندازند
امشب از نيمه ي تاريك ماه مي آيم
وتمام پرده ها و رداها را
تكه تكه خواهم كرد
بگذار براي بادبادك و شب تاب هم
اتاقي حوالي جهنم اجاره كنند
من هم خواهم رفت
مي خواهم پيراهنم را به آفتاب بدهم
گراناز موسوی

تلخ بازی قمر در عقرب


با اینکه این روزها خیلی اعصابم خورده و دلم می خواد برم توی دشتی بیابونی و فریاد بزنم اما توصیه می کنم اگه حال خوشی دارید یا حتی ندارید برید و تئاتر تلخ بازی قمر در عقرب رو ببینید. تا روز جمعه هم بیشتر اجرا نداره. این تئاتر جایزه بهترین تئاتر داتشجویی رو برده و گرچه مضمون نداره اما در عوض تئاتر خوبیه.
شبی که تئاتر رو دیدم از اینکه همه ی آدم هایی که بازی می کنند چهره شون برام آشناست خیلی ذوق کردم. تا حالا هیچ کدومشون رو در نقش بازیگری ندیده بودم. حدود یک ساعت و نیم هم خندیدم چون بچه ها خیلی عالی بودند. موسیقی تئاتر هم در حد خدا بود
تئاتر حدود یک ساعت و چهل و پنج دقیقه است. بلیطش هم 2000 تومنه. ساعت 7:30 در تالار مولوی. در خیابان 16 آذر

Thursday, April 12, 2007

تغییر نگاه دیگران با کمپین

این مسافرت با تمام سفرهایی که در 20 سال بهار عمرم رفتم خیلی فرق دارد. احساس تازگی و نو شدن پیدا کرده ام. از دنیای شلوغ شهری بریده ام، با هیچ کدام از دوستانم ارتباطی ندارم اما جاده ها قلبم را به سوی آن ها پرواز می دهد. دور از دنیای مألوف با دفترچه ها و فرم های امضا کمپین در دست از خواسته های به حقمان می گویم. در کوی و برزن آگاهی می پراکنم. احساس می کنم دنیا را جور دیگری تجربه می کنم. نامه ی زن ا ورق می زنم. از زنانه بودن جنبشمان می خوانم، از استقلال جنبش زنان، واژه های مقاله نوشین در مورد حجاب اجباری را نمی خوانم، قورت می دهم. تشنه ی آموختن، هر چه را می آموزم تجربه می کنم.
بحث حضور مردان در جنبش زنان که ناهید در مقاله اش آورده چه قدر همیشه برایم چالش برانگیز بوده است. با نظر نوشین که در پاسخ به ناهید از مردان به عنوان متحدانی که به جنبش می پیوندند، یاد می کند، موافقم. او معتقد است جنبش زنان در گام اول باید زنانه باشد. جنبش زنان باید راه ها و روش های نو را ابداع و کشف کند و تاریخ، نهاد و سنت های خود را پی ریزی کند. در این راه مردان متحدانی هستند که به جنبش می پیوندند، اما در مرحله ای که زنان توانسته اند کمی روی پای خود بایستند. مقاله ی ناهید عزیز که تمام می شود تاریخ 28 فروردین را به آن اضافه می کنم و بالای صفحه می نویسم: مهم و عالی بود.
پروین از سیاست های خیابانی در جنبش زنان گفته است. از اینکه در 22 خرداد سال گذشته زنان زیادی از برخورد نیروهای امنیتی در هفت تیر واهمه داشتند. به همین دلیل در جمع هم اندیشی با تجمع در خیابان مخالفت کردند. اما کسانی که به این کار اعتقاد داشتند، تجمع را برگزار کردند گرچه پاسخ آن سرکوب بود و هست. زیر بعضی از جملات آن خط می کشم و چندین بار آنها را می خوانم.
فرم ها را در می آورم و از مطالبتمان می گویم. یک تنه در برابر تمام سوال ها و انتقاد ها می ایستم. هر جوابی که می دهم احساس می کنم انرژی ام ده برابر می شود. دیگر از اینکه یکی از این مردان بگوید زن ناقص العقل است و مغزش کوچکتر از مردان است، عصبانی نمی شوم، جواب می دهم. استدلال می کنم و از واقعیت های جامعه می گویم. انگار دنیا را در چشمان دیگران تغییر می دهم.
دو یار دیگر جنبش زنان به کمکم می شتابند. پدر از قدرت زنان می گوید و از تبعیضاتی که بر زنان می رود گله می کند. مادر با صدای بلند از زنان زحمتکشی می گوید که این جامعه و فرهنگ مردسالار حق آنان را خورده است. پدر از حقوق نداشته مان می گوید و دنیا را چنان زنانه توصیف می کند که برق شادی در نگاهم می درخشد. با خود فکر می کنم وجود چنین پدری غنیمت است. پدری با نگاه جنسیتی که کور جنسیتی دیگران را بی پاسخ نمی گذارد. در برابر تمام مران افسار گسیخته ای که تا حرفی از حقوق زنان می شنوند شمشیر را از رو می بندند، می ایستد. مادرم با نگاهی نگران به من، به یکی از فامیل ها می گوید:«نمی دونی برای این امضاها چه هزینه هایی می دن.» لبخند می زنم و به امضاهای جدیدم خیره می شوم.

2/ 1/ 86
**********************
این پست رو در اوایل فروردین امسال، در راه سفر نوشتم. گذاشتنش روی وبلاگ رو فراموش کرده بودم.
شماره 22 زنستان که بیرون اومد مقاله ی پروین اردلان و ناهید کشاورز هم روی سایت قرار گرفته که به نظر من خیلی مقالات خوب و راه گشایی بودند. کاش مقاله ی نوشین احمدی هم بود که بهش لینک می دادم.
مقاله پروین اردلان: جنبش زنان در خیابان
این هم مقاله نوشین احمدی در مورد کمپین یک میلیون امضا و اعضای بازداشت شده کمپین که در دفتر ادوار خوندش: آن دو قصه گوی زندان زنان، و ادبیات تخیلی کمپین یک میلیون امضاء / نوشین احمدی خراسانی
**********************
می خواستم در ادامه در مورد ناهید و محبوبه بنویسم احساس کردم اگه یه پست جدا بذارم بهتره.

Tuesday, April 03, 2007

اعضای کمپین یک میلیون امضا در اوین

توی پست قبلی اومده که دیروز 5 عضو کمپین تغییر برای برابری دستگیر شدند. امروز 14 فروردین 3 نفر از اونها آزاد شدند اما ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده رو به اوین منتقل کردند و وکیلشون خبر داده که قرار بازداشت براشون صادر کردن. دیروز از این مسئله واهمه داشتم که اتفاق افتاد. خیلی نگران ناهید و محبوبه هستم. نمی دونم این بازداشت چه قدر طول می کشه.

Monday, April 02, 2007

پنج تن از اعضای کمپین "یک میلیون امضا" بازداشت شدند

چه قدر ناخوشاینده که من اولین پست سال 86 رو با خبر بازداشت پنج تن از دوستانم در کمپین تغییر برای برابری، امروز در پارک لاله شروع کنم.
متن خبری که در زنستان اومده رو کپی پیست می کنم
:

نويسنده: گروه خبر زنستان

تعدادی از اعضای کمپین " یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" که امروز در پارک لاله به جمع آوری امضا می پرداختند، بازداشت شدند.
ناهید کشاورز، سارا ایمانیان و همسر وی، محبوبه حسین زاده و سعیده امین بعد از بازداشت ابتدا به اداره مفاسد اجتماعی وزرا انتقال داده شده و بعد به کلانتری صد و چهار میدان نیلوفر تحویل داده شدند. بعد از ساعتی پرسش و پاسخ بازداشت شدگان بار دیگر به اداره مفاسد اجتماعی وزرا انتقال داده شدند و امشب را در بازداشت به سر خواهند برد.
مسولان کلانتری به خانواده های بازداشت شدگان گفته اند که فردا صبح به کلانتری صد و چهار مراجعه کنند تا وضعیت بازداشت شدگان را پیگیری کنند.

Saturday, March 10, 2007

بوی عید نمی آید

بعد از پشت سر گذاشتن هفته ی که به 8مارس ختم شد و با بازداشت 33 تن از دوستانم در مقابل دادگاه انقلاب شروع شد، دچار رخوت خیلی بدی شدم. ساعت ها می شینم زل می زنم به دیوار و گاهی غرق در افکار می شم و خیلی وقت ها هم به چیز خاصی فکر نمی کنم. هفته ی قبل رو با اتفاق تلخی شروع کردم. در تمام این روزها هم در تلاطم رهایی تک تکشون بودم. هنوز 2 نفر دیگر در زندان اند و معلوم نیست نگه داشتن شادی و محبوبه چه سودی دارد. اما الآن به حرکتی که شد فکر می کنم به جنبش زنان ایمان می آورم. جنبشی با خواسته های مشخص و پویا که برای رسیدن به تمام مطالباتش هزینه می پردازد. به قول الناز زنان با این بازداشت جمعی تابوی بند 209 زندان اوین رو شکستند و واقعا باید به همه شون تبریک گفت. انتقادهایی به این حرکت زنان می شه که من در هیچ کدوم تا به حال استدلال درستی ندیدم که بخوام جواب بدم. هر کسی هم حرفی زده از روی ترس بوده. اگر حتی جرات ایستادن بر خواسته های خودتون رو ندارید و خیلی راحت از شعار دموکراسی خواهی به خاطر پرداخت هزینه بر می گردید، پس شجاعت و جسارت زنان را زیر سوال نبرید. عملگرایی برای به دست آوردن مطالبات لازم است. اهمیت این موضوع رو نمی شه پنهان کرد.
فکر کنم اگر وقت دیگری به این موضوع بپردازم بهترباشه. می خوام از آزادی دوستانم بگم و ادامه بازداشت شادی و محبوبه که نگرانم می کنه.
روزی که تعدادی از بچه ها رو دیدم اصلا نمی تونستم جلوی اشک هام که از شادی بود رو بگیرم. حرف زدن با نیلوفر وسارا، دیدن شهلا انتصاری، رضوان مقدم، مینو مرتاضی، مریم میرزا، پرستوی زن نوشت، زینب، نسرین با روحیه، چهره ی سمیه. صدای جلوه و مریم حسین خواه واقعا شادی آور بود. ناهید کشاورز که همیشه برای ما خانم دکتره حتی اگر از این خوشش نیاد که خانم دکتر صداش کنیم. ایمیل تشکر نوشین و دیدن چراغ روشن زارا و سوسن و سارا توی چت. خوندن شعر ساقی توی بلاگش، همه بهم انرژی می ده.
8 مارس امسال تموم شد گرچه فشارهایی که به جنبش زنان اومد خیلی بیشتر از سال های اخیر بود و اوج مسئله بازداشت بچه ها و تفتیش منزل خیلی از فعالین بود. فیلترینگ سایت های زنان مثل زنستان و کمپین تغییر برای برابری، تبریک حاکمیت به زنان به مناسبت 8 مارس بود. اما تجربه حضورم در جامعه و دانشگاه نشون داده که صدای برابری خواهی زنان رو به هیچ صورتی دیگه نمی شه خفه کرد.
اینقدر حرف برای گفتن دارم که هر لحظه یه چیزی به ذهنم هجوم می یاره. گرچه از لحاظ روحی خیلی وضعم خرابه و این افسردگی آخرش من رو می کشه و این طوری که بوش می یاد قراره توی تعطیلات عید وضعم بدتر بشه، اما امیدم رو هنوز از دست ندادم.
فکر کنم بهتره همین جا تمومش کنم تا باز نرفتم سراغ یه موضوع جدید. می دونم این لینک دادن های پی در پی من صدای بعضی از دوستان رو درآورده ولی چاره ای ندارم که اضافه کنم سایت تغییر برای برابری باز هم فیلتر شده و آدرس جدیدش هم اینه:

راستی این لوگوهایی که گذاشتم رو دیدید؟ خودم خیلی باهاشون حال می کنم.
پی نوشت: چرا اصلا بوی عید نمی یاد؟ به خاطر سردی هواست یا اینکه هر سال برای من عید بدتر از سال قبل می شه؟

Wednesday, March 07, 2007

فراخوان تجمع روز جهاني زن

طي اين چند روز اين قدر گرفتار بودم كه نتونستم حتي يه پست جهت اطلاع راسني در مورد دستگيري 33 فعال زن مقابل دادگاه انقلاب بنويسم. براي پيگير خبرهاي فعالين بازداست شده به آدرس جديد زنستان مراجعه كنيد كه آدرس قبلي فيلتر شده. آدرس سايت كمپين هم دوباره فيلتر شده
ديروز در دانشكده ي علوم اجتماعي دانشگاه تهران هم براي آزادي تمام فعالين زن به ويژه فعالين دانشجو تجمع و تريبون آزاد از طرف كميسيون زنان دفتر تحكيم برگزار شد كه عكس ها و خبرها رو در اينجا بخونيد
فراخوان تجمع روز جهانی زن
(خواهش مي‌كنم با توجه به شايعاتي در خصوص لغو تجمع روز 5‌شنبه مقابل مجلس در انتشار اين اطلاعيه همكاري كنيد. چرا كه برگزاري اين تجمع به قوت خود باقي‌ست):
روز جهانی زن را زمانی گرامی می‌داریم که هنوز قوانین تبعیض‌آمیز بر سر زنان میهنمان سنگینی می‌کند. سیاست‌های جداسازی و سهمیه‌بندی جنسیتی با شدت هرچه تمام‌تر اعمال می‌شود. جنگ طلبان با کوبیدن بر طبل جنگ، آرامش و امنیت را از مردم سلب می‌کنند، حقوق بشر به طور مستمر نقض می‌شود. زنان، کودکان و سایر قربانیان خشونت و بی‌عدالتی، پناهی نمی‌یابند و آسیب‌های اجتماعی و فقر هرچه بیشتر چهره‌ای زنانه به خود می‌گیرد. در این شرایط، زنان با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر در مسیر احقاق حقوق انسانی، شهروندی و جنسیتی هم‌چنان پای می‌فشارند.ما با تاکید بر خواسته‌های دموکراتیک و مسالمت جویانه خود، از همه زنان و مردان آزاداندیش دعوت می‌کنیم برای ابزار همبستگی تا رفع هر گونه تبعیض و بی‌عدالتی علیه زنان و اعتراض به دستگیر شدن عده‌ای از فعالان زنان، به تجمع ما که در روز 8 مارس، 17 اسفند 85 از ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر در مقابل در اصلی مجلس برگزار خواهد شد، بپیوندند.

پ.ن1: اين تجمع بدون سر دادن هيچ‌گونه شعاري و در سكوت برگزار خواهد شد. لطفن اگر مي‌آييد حتا اگر به شما توهين كردند با آن‌ها درگير نشويد و حرفي نزنيد.
پ.ن2: با توجه به كمبود وقت و شايعه‌ي لغو اين مراسم، تا جايي كه امكان دارد براي انتشار اين اطلاعيه بكوشيد.پ.ن3: اين تجمع تنها براي بزرگداشت مراسم 8 مارس و در اعتراض به بازداشت فعالان زن برگزار خواهد شد و هيچ هدف ديگري را دنبال نمي‌كند و وابسته به هيچ سازمان يا فرد خاصي نيست و فقط تصميم جمعي از فعالان زن است كه دستگير نشده‌اند!

Friday, March 02, 2007

نقد و بررسی طرح پذیرش جنسیتی در دانشگاه

نقد و بررسی طرح پذیرش جنسیتی در دانشگاه

کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت، برنامه ای به مناسبت هشت مارس، روز جهانی زن، برگزار می کند.این برنامه شامل قسمتهای زیر است:
سمینار نقد و بررسی طرح پذیرش جنسیتی در دانشگاه با حضور دکتر شهلا اعزازی (دبير حلقه زنان انجمن جامعه شناسي و مدير گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه)، شادی صدر (حقوقدان و فعال زنان)، فریده ماشینی (پژوهشگر مسائل زنان و عضو جبهه مشارکت)
ارائه گزارش کمیته بررسی طرح سهمیه بندی جنسیتی
گزیده ای از فیلمهای جشنواره فیلمهای فمینیستی شامل پخش فوتوکلیپ، فیلم مستند و فیلم کوتاه ، تهیه شده توسط سایت میدان زنان
یکشنبه مورخ 13/ 12/ 85
دانشکده ی مدیریت دانشگاه تهران به آدرس بزرگراه جلال آل احمد - پل گیشا- دانشکده مدیریت دانشگاه تهران- تالار جنبی الغدیر ساعت 13 الی 16 شرکت برای عموم آزاد است.

Thursday, February 22, 2007

سمیه بینات (همسر احمد باطبی) رو ربودند

سمیه بنات (همسر احمد باطبی) رو اول ربودند و بعد گفتن دستگیرش کردیم. حالا از طرف کجا، معلوم نیست. باطبی هم دست به اعتصاب غذا خشک زده با اون وضعیت بد جسمانی اش. از نظر روحی هم که تو این شرایط هیچ کس نمی تونه حالش خوب باشه. دوست ندارم اتفاقی بیفته که به مرگ باطبی منجر بشه. اعتصاب غذای خشک اگه ادامه پیدا کنه حال فرد رو به وخامت می ره. الآن هم خیلی دیر شده برای انجام کاری ولی حداقل می تونیم اطلاع رسانی کنیم و از این اهرم برای فشار استفاده کنیم.امیدوارم اتفاقی نیفته وای اگر مسئله ای پیش بیاد این دفعه ما هم مقصریم که هیچ کاری نکردیم و دست روی دست گذاشتیم و حتی اطلاع رسانی نکردیم.ا

Tuesday, February 20, 2007

با يك اقدام جمعي سد فيلتر را بشكنيم

فراخوان ”كميته رسانه“ كمپين يك ميليون امضاء:
با يك اقدام جمعي سد فيلتر را بشكنيم
سه شنبه 1 اسفند 1385
تغییر برای برابری، سایت اینترنتی کمپین یک میلیون امضا در کمتر از دو هفته برای سومین بار فیلتر شد. با وجود راه اندازی آدرس جدید سایت، جمعی از فعالان کمپین تصمیم گرفته اند با راه اندازی وبلاگ هایی به نام «تغییر برای برابری» اقدام به انتشار مطالب جدید سایت کمپین کنند.
از همین رو کمیته رسانه کمپین براي گسترش اصلاع‎رساني ، از كليه‎ي وبلاگ‎نويسان حامي كمپين در هر نقطه‎ي دنيا، مي‎خواهد در صورت امكان، هر كدام يك وبلاگ با نام« تغيير براي برابري» راه‎اندازي كرده و همزمان با انتشار مطالب جدید در سایت کمپین، آنان نيز همان مطالب را در وبلاگ‎هايي كه راه‎اندازي كرده‎اند منتشر سازند.
اين حركت جمعي علاوه بر آسان كردن دسترسي مخاطبان به مطالب سايت فيلتر شده كمپين‬‬ می تواند روشی مسالمت آمیز برای اعتراض به فیلترینگ نیز باشد.
هر بار فيلتر شدن سايت كمپين، علاوه بر اختلال ميان سايت با مخاطبانش و نيز تحميل وقت و انرژي بسيار، بار مالي را نيز به اعضاي كمپين كه همگي به‎طور داوطلبانه فعاليت مي‎كنند تحميل مي‎كند. هزينه‎ي خريد دمين جديد (آدرس جديد) هر بار بالغ بر 10هزار تومان است و تمامي هزينه هاي سايت از طريق كمك‎هاي مالي اعضا و حاميان كمپين تامين مي‎شود، از همين رو كميته رسانه كمپين از هر پيشنهادي كه به شكستن سد فيلترينگ و نشر مطالب سايت كمپين كمك كند استقبال مي كند.
در اولین گام شش وبلاگ به صورت همزمان از امروز آغاز به کار می کند.علاقمندان به دریافت مطالب کمپین از پایگاه های اینترنتی فیلتر نشده می توانند با اضافه کردن آی دی we4change@yahoo.com در یاهو منسجرشان هر روز آدرس های فیلتر نشده سایت کمپین را دریافت کنند .
براي ارسال وبلاگ‎هاي جديدي كه به اين منظور راه‎اندازي مي‎كنيد نيز مي توانيد با كميته رسانه كمپين از طريق ايميل onlinewechange@gmail.com تماس بگيريد.
مطالب جدید کمپین در اين وبلاگ ها هم منتشر مي شود:
http://we-change1.blogfa.com/
http://wechange1.blogspot.com/
http://wechange.blogfa.com/
http://we4change.blogspot.com/
http://we4change.blogfa.com/
http://we-change5.blogfa.com/

Saturday, February 10, 2007

باز هم لینک

این پست های آخر همه اش شده لینک . کاش یه لینک دونی داشتم از این وضعیت راحت می شدم.
اما این لینک اول خیلی مهمه. آدرس سایت کمپین تغییر برای برابری بعد از اینکه فیلتر شده به we-change.biz تغییر پیدا کرد که اون آدرس هم فیلتر شده حالا آدرسش شده we4change.org یعنی به جای دش عدد 4 قرار گرفته.
تغییر برای برابری

این هم مطالب دوستان عزیزم از سفر نکرده به هند است :

Tuesday, February 06, 2007

امشاسپندان از زندان می گوید

به صورت اختصاصی به این مطلب امشاسپندان لینک می دم و توصیه می کنم همه این رو بخونند. البته ادامه داره. نوشتن این لحظه ها ، برخوردها، سوال ها خیلی مهمه. خاطرات روزهای تلخ...ش

Saturday, February 03, 2007

یه سری لینک هست که من چون گرفتار بودم ندیده بودم و لازم دیدم به تمام مطالب لینک بدم . تا افراد بیشتری بخونند. در مورد بازداشت سه تن از فعالان جنبش زنان هست که هم خود بچه ها و دیگران در مورد دستگیری آنها نوشته اند:س
زنان از خانه بيرون زده اند/مهرانگیز کار نوشته خانم کار در مورد این بازداشت
این مطلب توضیح شهرزاد نیوز در مورد دوره روزنامه نگاری است که قرار بود در دهلی بر گزار بشه:
مصاحبه روز آن لاین با فرناز سیفی:
کدام اقدام عليه امنيت ملي؟
گفتگو با فرناز سيفي پس از آزادي از زندان
نمی دونم چه قدر در جریان حرف های اخیر حسین درخشان هستید ولی از اونجایی که فکر می کردم اینها همه اش مهملاته بهش لیینک ندادم. اما خود فرناز در این مورد توضیح داده و جواب حسین درخشان رو داده.. خودتون بخونید: راستی این اولین پست فرناز بعد از آزادیه.
این هم جریان بازجویی دوستان در فرودگاه از زبان ناهید کشاورزِ

Friday, February 02, 2007

سهمیه بندی جنسیتی عین تبعیض است

مسئله سهمیه بندی جنسیتی در پذیرش دانشجویان موضوعی قدیمی نیست. از سال 83 این موضوع اول دهان به دهان می گشت و بعدا مشخص شد که فقط حرف نیست. سهمیه بندی جنسیتی قرار ِ تبدیل به مصوبه بشود و اجرا شود و متأسفانه در رشته های علوم پزشکی هم اعمال شد. گرچه آن موقع به علت وجهه ای که دولت داشت این قضیه را مسکوت گذاشتند. اما برخاستن دوباره زمزمه های این طرح از مجلس هفتم چیزعجیبی نیست. استدلال هایی هم که این بنیادگراها می کنند عجیب نیست. حذف کردن زنان از صحنه ی اجتماع و زندانی کردنشان در خانه باز هم عجیب نیست. از وقتی دولت جدید روی کار آمده پشت سر هم طرح های جدیدی برای یادآوری و تأکید بر نقش مادری و خانه داری زنان تصویب و اجرا کرده.:
تغییر نام مرکز مشارکت زنان به مرکز امور خانواده، طرح ممنوعیت فعالیت زنان پس از ساعت 6 بعد از ظهر در ادارات، افزایش ساعت شیردهی به نوزادان در اداره ها از یک ساعت به دو ساعت همه مصداق این حرفی است که می زنم. مجلس هفتم هم که همراه و همسو با دولت در حال تاختن است.
حتما طی چند روز گذشته استدلال های غیر منطقی و غیرعلمی نمایندگان را در مورد این طرح شنیده اید.
صحبت از قداست و کیان خانواده، بالا رفتن نرخ طلاق و سن ازدواج، هدر رفتن بیت المال در خرج کردن برای تحصیل زنان و ... است. استدلالی که این روزها اعصابم را به هم می ریزد پایین آمدن سطح کیفی تحصیل با افزایش دختران در دانشگاه است. اگر صحبت از رقابت های تحصیلی و آموزشی است که زنان ثابت کرده اند و وضع آموزشی بهتری دارند. این بهانه های پوچ دلیلی برای تصویب و اعمال این طرح نیست.
یکی از بچه ها تعریف می کرد دکتر ژاله شادی طلب می گفته یکی از استادان دانشکده ی علوم اجتماعی رفته پیشش و گفته من دارم تحقیقی می کنم در مورد اینکه افزایش دختران در دانشکده کیفیت تحصیلی را پایین آورده. دیدن چهره ی شادی طلب در آن لحظه خیلی جالب بوده. آقایان وضع بد دانشکده ها از نظر امکانات رفاهی و تحصیلی و بی سوادی استادان دانشکده ها را رها کردند چسبیدند به اینکه دختران را از دانشگاه حذف کنند.
به جای حل مسئله که همان وضعیت بد اشتغال و بیکاری و این قانون مسخره تمکین که زن برای کار و محل زندگی و تحصیلش از شوهرش یا پدرش اجازه بگیرد، است. لقمه را دور دهان می چرخانند تا ناگهان سلطه مردانه خود را بر تمام حوزه های زندگی و فعالیت زنان از دست ندهند.
دختران دبیرستانی همیشه دانشگاه را محلی برای ارتقا شخصیت خود و به دست آوردن آزادی های بیشتر می دانند. این حقیقتی است که بر هیچ کس پوشیده نیست. حالا که توی این مملکت هیچ چیز سر جای خود نیست بگذار این هم نباشه. متأسفانه دختران تا وقتی که به دانشگاه نیایند هیچ آزادی ای ندارند. این مسئله ناراحت کننده است اما ناراحت کننده تر از آن وقتی است که تنها راه موجود نیز بسته شود. رشد آگاهی زنان پس از ورود به دانشگاه همان چیزی است که تفکر مردسالار نمی خواهد. ورود به دانشگاه دری است که زنان پس از آن می توانند در صحنه اجتماع حضور پیدا کنند.
رشته هایی که این روزها تلاش می کنند که از ورود زنان به آنها جلوگیری کنند معدن و مکانیک و مواد و کشاورزی و دامپزشکی است. دوست دارم از دوستانم که در این رشته ها درس می خوانند بپرسم وضعیت این رشته ها در حال حاضر از نظر جنسی به چه صورت است؟ وضعیت کار برای دختران چگونه است؟ آیا دلایلی که برای جلوگیری از تحصیل زنان در این رشته ها می آورند منطقی است؟
در این مورد حرف برای گفتن زیاد دارم. اینکه چه باید کرد و آیا کارهایی که می کنیم می تواند از تصویب این طرح جلوگیری کند هنوز برایم روشن نیست. از این واهمه دارم که حتی به جای تقسیم بندی 50، 50 بخواهند حضور زنان را به طور کلی از بعضی رشته ها حذف کنند و حتی ورود زنان را به دانشگاه بیش از این ها کاهش بدهند. یعنی اگر میزان ورود به دانشگاه الآن 60 به40 برای زنان است این نرخ را برعکس کنند. وقتی میزان شرکت کننده های کنکور 60 درصد دختران و 40 درصد پسران است، سهمیه بندی جنسیتی عین تبعیض و محدودیت سازی است.
کاش همه ی ما در وبلاگ هایمان از این تبعیضی که نیمه ی دیگر جامعه را از حضور در اجتماع حذف می کند سخن بگوییم و هم صدا به آن اعتراض کنیم.
وبلاگ هایی که در این مورد نوشته اند:
نسرین عزیز که کم مونده بود به خاطر این قضیه گریه کنه. تو وبلاگ نسرین لینک های دیگه هم می تونید پیدا کنید.
این پست علی عبدی که خیلی خوب همه چیز رو توضیح داده و به حرف های نماینده های موافق و مخالف لینک داده.