Sunday, September 16, 2007
قاطي كردم
Wednesday, August 08, 2007
خبر آزادی

امشب منتظر آزادی امیر یعقوبعلی بودم که یکهو بچه ها خبر دادند بهاره و عبدالله مومنی و مجتبی بیات و ... آزاد شدند. بچه ها رو نیروهای امنیتی بردند نقاط مختلف شهر و رهاشون کردند. آخر مسخره بازیه.
الآن که زنگ زدم خونه ی بهاره هدایت این قدر شلوغ بود و صدای خنده و شادی وتبریک که من از پشت گوشی فکر می کردم که داره جواب تبریک من رو می ده. نگو دم در ایستاده هی یکی یکی مهمون ها می یان تو و داره با بقیه روبوسی می کنه. خیلی دوست داشتم در کنار بچه ها باشم اما نشد... به دلیل مسافت و دوری. شادی آزادی دوستانت شادی غریبی ست.
اما حقیقتش اینه که از خبر آزادی بچه های تحکیم و ادوار خیلی تعجب کردم. خیلی ناگهانی اتفاق افتاد مثل دستگیری شون.
خیلی ناراحتم که بین بچه ها احمد قصابان، احسان منصوری، مجید توکلی نیستند.
بچه های تحکیم تحصن کرده بودند که امیرکبیری های آزاد بشوند، حالا آنها آزاد شدند و سه تا از پلی تکنیکی ها همچنان در بند هستند. 90 روز بازداشت اصلا شوخی نیست اون هم زیر شکنجه و فشار برای اقرار به کار نکرده.
Monday, July 30, 2007
برای اینکه آزاد شوید باید از محضر اقای احمدی نزاد عذرخواهی کنید!
آهای کسانی که ادعا می کنید رئیس جمهورتون خیلی صبور و مردمیه حالا نگاه کنید که چه طوری به خاطر کینه ی شخصی داره از دانشجویان انتقام می گیره... از اولش هم مشخص بود این پروژه جعل لوگوی نشریات امیرکبیر از کجا آب می خوره:
دیدار خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر و دانشجویان آازد شده با کروبی و شرح شکنجه ها توسط آنان:
مادر احسان منصوری نیز با ابراز نگرانی از وضعیت فرزندش گفت: بعد از آزادی ۵ نفر از دانشجویان، احسان منصوری و دو همکلاسی او پس از گرفتن وعده آزادی از مسوولین زندان، با اصلاح صورت و پوشیدن لباسهای تمیز، به سمت اتاقی شیک و مبله راهنمایی شدند تا بدون اطلاع قبلی از آنها فیلم اعترافات گرفته شود که این عمل با اعتراض و مخالفت بچه ها مواجه شده و ناکام ماند. اخیرا نیز بازجویان به دانشجویان اعلام کرده اند:«برای اینکه آزاد شوید باید از محضر اقای احمدی نزاد عذرخواهی کنید!» این درحالیست که هیچ یک از این افراد به واسطه تهدیدات قبلی مدیریت دانشگاه در روز حضور احمدی نژاد در پلی تکینیک در دانشگاه حضور نداشتند. خانم منصوری همچنین از قول فرزندش چنین نقل کرد که:«پوست از سر ماکنده اند و به زور اعتراف به کار نکرده گرفته اند، از بیرون باید به داد ما برسید، باید بر همگان روشن شود که در اینجا چه می گذرد.»
Sunday, July 29, 2007
شکنجه دانشجویان در بند 209 اوین

نمی دونم اخبار شکنجه ها رو در سایت ها دنبال می کنید یا نه اما واقعا اون چیزهایی که خانواده ها در نامه به شاهرودی ذکر کردند به
حدی دردناک بود که هنوز از کابوسش رهایی پیدا نکردم..... آزارهای جنسی یکی از شکنجه های دانشجویان بوده ... ولقعا در قرون وسطی زندگی می کنیم با این حاکمیت پست و اقتدارگرا.
رنجنامه افشا گرانه خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان واحسان منصوري به همراه جزئیات تکان دهنده ای در مورد شکنجه دانشجویان
جزئیات تکان دهنده دیگری از شکنجه دانشجویان بازداشت شده فاش شد
مادر احسان منصوری در منزل عبدالله مومنی اعلام کرد: فرزند مرا شکنجه کرده اند
صحبت های برادر مجید توکلی در مصاحبه با رادیو فردا: برادر مجيد توکلی، در گفت و گو با راديو فردا از ملاقات پدرش با مجيد توکلی خبر می دهد و از وضعيت نامساعد جسمی وی ابراز نگرانی می کند.
او می گويد: « وزير اطلاعات گفته است که دانشجويان شکنجه نشده اند. من می خواهم بدانم ايشان روی چه حسابی می گويند که اين دانشجويان شکنجه نشده اند. در حالی که پدر من از وقتی با برادرم ملاقات کرد، بيمار شده است.»
برادر اين فعال دانشجويی در ادامه از آنچه پدرش از وضعيت مجيد توکلی برايش تعريف کرده می گويد و اضافه می کند که پدرش به دليل مشاهده وضعيت جسمی نامساعد برادرش بيمار شده است: « دلم می خواست پدرم را روزی که از تهران به شيراز بازگشت می ديديد. او اصلا باور نمی کرد که برادرم اينقدر تحت فشار و شکنجه باشد. آن طور که پدرم می گويد وضعيت مجيد واقعا وخيم است. احسان منصوری هم همينطور است. مادر او فقط گريه می کرد. حالت صورت برادرم خيلی وخيم بود. اعتصاب غذا هم کرده است، ضعيف شده است. اعتصاب غذای او به اين دليل است که بی گناه است و به زور می خواهند از آنها به دليل کاری که نکرده اند، اعتراف بگيرند. »
بیانیه سازمان عفو بین الملل در خصوص بازداشتهای ۱۸ تیرماه ۸۶
سازمان ديده بان حقوق بشر:دانشجويان زندانی برای اخذ اعترافات اجباری تحت آزار و اذيت قرار گرفته اند
وخامت حال مجيد توكلي با گذشت ۱۵ روز از آغاز اعتصاب غذا
در پروژه اعتراف گیری؛ پس از احمد قصابان، نوبت به مجید توکلی رسید
Sunday, July 15, 2007
دانشجويان را آزد كنيد
اول از همه يه روشنگري كنم. با اينكه ديروز ايسنا از زبان حداد اعلام كرد كه سه تا از دانشجويان اميركبير(پويان محموديان، مقداد خليلپور و مجيد شيخ پور) آزاد شدند اما تا اين لحظه خبر از آزادي كسي نرسيده. براي 5 نفر از دانشجويان اميركبير از جمله اين سه تا و
علي صابري و عباس حكيم زاده قرار وثيقه گذاشتند كه متأسفانه ميزانش خيلي زياده. براي هر دانشجو 80 ميليون تومان وثيقه گذاشتند. فكر نمي كنم همه ي خانواده ها بتونند اين وثيقه رو تأمين كنند.
ديروز هم برنامه مشاركت رو نرفتم. مي دونم كه الآن با سركوب هايي كه شديم هيچ جايي براي جمع شدن ندارم حتي همون دفتر كوچك ادوار رو اما غير از اينكه كار داشتم، به حضور بعضي ها در اين مراسم واقعا اعتراض داشتم كسي مثل شكوري راد. اما خوب چاره اي نداريم. به قول بچه ها بايد اتحادمون رو به رخشون بكشيم. به نظر مي رسه برنامه ي خوبي بوده.
اين پوستري هم كه بالا آپلود كردم. اين دوست عزيز داره نصب مي كنه و زحمت طراحي اش رو هم تارا جون گرافيست زنستان كشيده كه واقعا دستش درد نكنه. خيلي خوب شده.
اين ها رو هم بخونيد:
بیانیه ۳۲۰۰ دانشجویی پلی تکنیک: دانشجویان دربند را آزاد کنید
پيشنهاد گنجی برای حمایت از دانشجویان زنداني: برگزاری روز اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران
Monday, July 09, 2007
هجوم نیروهای امنیتی به دفتر ادوار همراه با شلیک تیر هوایی
مریم شبانی نوشته به دفتر که حمله کردند و تیر هوایی شلیک کردند. بچه ها رو که می بردند به مردمی که جمع شده بودند گفته اند: « عملیات بازداشت معتادان موادمخدر است، متفرق شوید.»
خبر:
حمله نيروهاي امنيتي به سازمان ادوار تحكيم وحدت، شلیک تیر هوایی و بازداشت اعضاي آن
روزمزگی ها: به ادوار تحکیم هم حمله کردند
Sunday, July 08, 2007
6 تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بازداشت شدند

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از ساعت 6 صبح امروز در پاسداشت 18 تیرماه و در اعتراض به ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن بودند مقارن ساعت 7:30 دقیقه با حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. گزارش شاهدان عینی از درگیری دانشجویان پیش از بازداشت با پلیس حکایت دارد.
محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی اعضای بازداشت شده شورای مرکزی تحکیم هستند.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه زیر از صبح امروز در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن شده بودند. در بیانیه این اتحادیه دانشجویی آمده است:
به نام خدابرخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم
بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پاسداشت 18 تیر
در دوران نشست و سکوتِ جامعه ایرانی، و در زمانِ انفعال و سردرگمی روشنفکر و سیاستمدار مدعی، و آن هنگام که صدای کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ میهنمان سرآساییده و چتر حیاتش بر اول و آخر ایرانمان گسترده است، و در کویی که نجوای شهادتِ شاهدِ شریفِ شرفِ نسلمان شهید عزت ابراهیم نژاد به گوش می رسد، و در روزگاری که عزت و اقتدار میهنمان برپای ذلت و ناتوانی حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم و جامعه ی ایرانی و روشنفکران و سیاستمداران و شاهدان شریفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاریخِ میهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانیم.
هرچند دنیای دانشگاه و حدیث رفته بر آن در چند صباح گذشته از این، و در این کنونِ پر سئوالِ بی جواب، به رنگِ سیاه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه ی سبزوار داریم و یادمان با زندان و تعلیق و تعطیل و ستاره رنگین است؛ در انتظار آزادی دوستان دربندمان ننشسته ایم؛ که ایستاده و استوار چون آنان برای رهایی شان رها از خویش گشته ایم.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شرایطی اقدام به تحصن در راستای استیفای حقوقی از دست رفته می کند که انفعال و مصلحت سنجی پاره ای از روشنفکران و سیاستمداران بر جای حقیقت گرائی و حق محوری نشسته است. در نتیجه غبار یأس و ناامیدی دامن جامعه را آلوده است. ما فریاد نسلی هستیم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگرنه اینکه نسل ما نسل بی انتخاب است؟ نسلی که پرسشهایش بی پاسخ و کنشش واکنش تعبیر می شود. رسالت روشنفکر دمیدن در شیپور آگاهی است. آگاهی از رهگذر شنیدنِ پاسخِ پرسش حاصل می شود حال آنکه روشنفکران زمانه ی ما را یارای برآمدن از پس پرسشهای ما نیست.
نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردمانی که در شناسائی و خواست حقوق شهروندی خویش درمانده اند مشخصه ی کنش سیاستمداران و حاکمانی است که در پس نقاب عدالت و آزادی و دینداری دروغینشان پنهان شده اند، و در این میان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره ی دروغین مدعیان، منادی عدالت و آزادی است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فریاد آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر از کنه وجود آن سربرمی آورد.
امروز هیجدهم تیرماه ، هشت سال پس از تیرماه جاودان یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض دانشگاه بر استبدادزائی و استبدادخوئی ـ بود. پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخی از صدائی نمی شنود به بست سرور حیات منحصر به فرد خویش نشسته ایم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتیدمان و سیاستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهایمان را در این زمانه ی سراسر نیاز که کویر تشنه ی عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش بارانی را احساس نمی کند، یادآور شویم. از این رو بدانید که هم اینک به بست غم ننشسته ایم. که آرمانهایمان بساط بستمان است.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
18تیرماه 1386
تمامی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بازداشت شدند
قاب های خالی
خبر را که به آنها می دادی به چشمانشان نگاه می کردم. ناگهان احساس کردم که چیزی برای هزارمین بار در نگاهشان فروریخت. آن چنان دردناک بود که اشک در چشمانم حلق زد. راه می رفتی و از بزرگ بودنت می گفتی اما نمی دانستی که کوله بار تجربه آنها انگار دیگر بزرگ بودن را نمی فهمد.
زندگی عکس می شد و من تو را که می دیدم یاد او می افتادم. چه قدر به هم شبیه بودید در آن لحظه ها. جواب های او را به خودم از زبان تو به آن دو سرد و گرم چشیده روزگار می شنیدم. می خواستم شهید شدنت را تبریک بگویم در این دنیای تیره و تار که انگار برای ما هر روز تارتر می شود اما نمی توانستم. کاش دردی را که در نگاه آن دو بود تو هم می فهمیدی.
وفتی می گفتی به افق های دور فکر کن و او جواب می داد افق های دور زندگی تو تیره و تار است. با جسارت می گفتی خوب افق باید تیره باشد، خنده ام می گرفت اما سرم را که بر می گرداندم و بهت پیرمرد را می دیدم لبخند بر لبم می ماسید.
حاضر جوابی ات مرا یاد او می انداخت. انگار او تکرار می شد اما با شمایل دیگری....
حتی اگر دیشب کمی فضا را تلطیف کرده باشم برای آزار ِ کمتر تو، خوشحالم. همیشه عذاب او را از بودن در حصار خانه و سوال های پیاپی خانواده حس می کردم و افسوس می خوردم که کاری نمی توان بکنم.
می فهمیدم که تو هم ناراحت هستی و سعی می کنی که آرام باشی. پایان راه را هیچ کدام از ما ندیده بودیم. اما تو و او حتی اگر پایان راه را دیده بودید باز هم همین راه را انتخاب می کردید. دیشب انگار این شکم به یقین رسید....
*************
خبر صدور حکم محرومیت از تحصیل 7 نفر و احضار 25 نفر از بچه های امیرکبیر رو که به مامان دادم.
چند دقیقه سکوت کرد و ناگهان گفت: «باورم نمی شه. امیرکبیر چه قدر فعال داره. اینها واقعا عجیبن. چه قدر مردم بی تفاوت شدن. چرا آخه باید وضع این طوری باشه. بیچاره خانواده های بچه ها...»
به جمله امیرکبیر چه قدر فعال داره که می رسم توی فعلش می مونم. داره؟ یا داشته؟ راه می رم و هزار بار تکرار می کنم. داشته، نه، داره.... داره، نه، داشته....
*************
برگه های A3 رو که ورق می زدم، رویداد ها مرا می برد به دورانی که دوست داشتم در آن زمان دانشجو می بودم. به آخرا که رسیدم انگار سقف بر سرم خراب شد. اسمش چه قدر در این برگه ها تکرار می شد و در آخر عکسش...
تصویرش می رفت و می آمد. شب هایی که نمی خوابید و ساعت هایی که خیره به دیوار فکر می کرد. با خودم می گفتم به چی فکر می کند؟
در فکرش حالا می دانم که چه می گذشت. حالا که به حاصل کارش نگاه می کنم، این گذشته نیست که می بینم، انسانیتش است که بر سرم کوبیده می شود.
Friday, July 06, 2007
شاکی دیروز روزنامه سلام، رئیس جمهور امروز شده است

امروز که دانشجویان بی گناه پلی تکنیک در بند هستند به خاطر اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاهشان، می توانیم ردی از حضور این آقا را در 18 تیر سال 78 هم ببینیم
توضیح عکس: در دادگاه روزنامه سلام یکی از چهار شاکی این روزنامه محمود احمدی نژاد بود
عکس از سایت نوروز: سلام توقیف شد اما راه سلام باقی ست
به معجزه اعتقاد ندارم

کسی چه می داند که در این غروب روز جمعه چه قدر دلم گرفته است و چه قدر دلتنگم. اقرار می کنم که هیچ چیز آرامم نمی کند . گرچه به همه می گویم که خوبم اما حقیقت ندارد. روزی نیست که گریه نکنم و حتی لحظه ای نیست که خاطراتم آزارم ندهد.
به معجزه اعتقاد ندارم چون می دانم برای ما هیچ وقت اتفاق نمی افتد. گاهی فکر می کنم نتیجه این وضعیت این است که روانی می شوم. وقتی ساعت ها به چیزی فکر می کنم و توانایی انجام هیچ کاری را ندارم نمی توانم بگویم که حالم خوب است....
آری،حقیقت این است که تا مرز دیوانگی گاه پیش می روم...
Wednesday, July 04, 2007
بیانیه دفتر تحکیم وحدت در مورد وضعیت دانشجویان امیرکبیر
سایت ادوار نیوز فیلتر است نمی تونم به بیانیه در اونجا لینک بدم. بیانیه تو سایت خبرنامه امیرکبیر هم هست که از اونجا می تونید بخونید:این خبرهایی که در بیانیه در مورد شکنجه و ناراحتی های جسمی و روانی دانشجویان برای اعتراف گیری اومده موثقه و تمام خبرها حکایت از وضعیت بد دانشجویان در زندان داره:
روزه سياسي انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي مشهد براي همراهي با دانشجويان دربند پلي تكنیك
Tuesday, July 03, 2007
هم میهن توقیف و ایلنا تعطیل شد
روزنامه هم میهن رو توقیف کردند. فکر می کردم این اتفاق بیفته. تو این سایت رجانیوز که مستقیما نزدیکان احمدی نژاد آپ دیتش می کنند چند روزی بود در مورد عطریانفر و کرباسچی زیاد می نوشت البته با ادبیات کیهانی. از اون جایی که رجانیوز هم مثل کیهان وقتی چیزی می نویسه باید انتظار داشته باشی یکی دستگیر بشه و یا روزنامه ای توقیف بشه، می تونستم حدس بزنم هم میهن توقیف می شه.
حکم دلارام علی
وقتی حکم دلارام علی رو شنیدم از ناراحتی سردرد گرفته بودم. حکم شلاق برای یک فعال جامعه مدنی. چه معنی می تواند داشته باشد؟عکس دلارام در 22 خرداد میدان هفت تیر اینقدر ناراحت کننده بود که هیچ وقت از توی ذهنم پاک نمی شود. برای دلارام چه کار می توانیم بکنیم؟؟ به نظر من باید همگی به این حکم اعتراض کنیم. غیر از حکم شلاق که خیلی عجیب بود حکم زندان دلارم هم هست که همگی حبس های تعزیری هستند.
به جای رسیدگی به شکایت دلارام از پلیس که سال گذشته به صورت وحشیانه ای روی زمین کشیدنش و بازداشتش کردند، امروز با یک حکم سنگین روبرو شده که لازم است همه ی ما که خودمان را فعال مدنی می دانیم حداقل با نوشتن در این مورد به این حکم اعتراض کنیم و حتی اگر شده دست به اقدامات عملی برای اعتراض بزنیم.
Thursday, June 28, 2007
بی رگ شده ایم

این روزها روزهای امتحانات است. چند روز پیش رفته بودم امیرکبیر. چه قدر فضای ناراحت کننده ای بود. 8 دانشجو از یک دانشگاه در زندان.... فضای دلمرده و سردی حاکم بود که آن را در پلی تکنیک سراغ نداشتم.
چرا اینقدر بی رگ شده ایم؟؟؟ چرا برای هیچ کس اهمیتی ندارد که 8 دانشجو در زندان اند و بیش از 50 روز را در انفرادی گذرانده اند آن هم برای کاری که نکرده اند.
ما از این زندگی چه می خواهیم؟ اینقدر نیاز ها و امورات شخصی مان مهم شده که حتی ارزش نوشتن دو خط در مورد این 8 دانشجو را نداشته است؟
کسانی که جرأت هیچ کاری ندارید. کسانی که 20 آذر بعد از آمدن احمدی نژاد به امیرکبیر و خراب شدن شوی تبلیغاتی او توسط دانشجویان خوشحال بودید و از تعجب دهانتان باز مانده بود که واقعا چه قدر دانشجویان جسور هستند. حال که 8 دانشجو از همان دانشگاه در زندان اند زبانتان لال شده است؟؟؟
چرا هیچ واکنشی به این وضع نشان نمی دهید؟ شما از زندگی تان چه می خواهید که این طور از ترس دودستی چنگ انداختید بر آن؟؟؟
آیا این دانشجویان مثل شما حق زندگی کردن ندارند؟ آیا این روزها نباید به جای تعلیق از تحصیل و زندان بر سر نیمکت های امتحان حاضر شوند؟؟ باور کنید آنها هم انسان هستند. مثل شما. می خواهند زندگی کنند اما نه در این فضای آلوده که نفس کشیدن جرم است.
فرق آنان با شما این است که بی تفاوت و بی اخلاق نبودند و نیستند. ....
خبرهای دانشجویان بازداشتی را در خبرنامه امیرکبیر دنبال کنید
پتیشن در اعتراض به بازداشت دانشجویان. امضا کنید
از اصلاح طلبان حکومتی متنفرم
آقایانی که با کمک همین دانشجویان سال 76 بر سر کار آمدند و بعد با بی اخلاقی هر چه تمام تر به همه وعده ها پشت کردند. آقایانی که تنها استراتژی آنها شرکت در انتخابات تحت هر شرایطی است!!!!!
این روزها از ترس ردصلاحیت شدن حتی حاضر نیستند حرف بزنند، هنوز هم عملکرد نادرست خود را توجیه می کنند و حاضر به پذیرفتن اشتباهات نیستند و همه چیز را گردن دانشجویانی که این روزها آماج همه ی حملات از طرف حاکمیت هستند می اندازند، با خودم می گویم آیا ما قرار است در دور بعدی انتخابات به اینها رأی بدهیم؟؟؟
از شکوری راد حالم به هم می خورد. از توجیهات مسخره و بی منطقش. مصاحبه ی ثمینا رستگار را با شکوری راد بخوانید تا باز هم به سستی شعارها و حماقت اصلاح طلبان حکومتی، علی الخصوص مشارکتی ها پی ببرید.
این تیتری هم که انتخاب کردند برای مصاحبه احتمالا به خاطر فشار بر روز روزنامه بوده چون روند مصاحبه کاملا برعکس شده و ثمینا خیلی خوب جواب سوالات مسخره شکوری راد را جواب داده:
يعني اصلاح طلبان مرتکب هيچ قصوري نشدند؟ آيا وزارتخانه دولت اصلاحات انجمن هاي اسلامي را به دو طيف شيراز و علامه مشتق نکرد و به يک طيف اقليت که بعدها در آستانه انتخابات رياست جمهوري خود آقاي معين به اقليت بودن آنها اعتراف کرد، مجوز انجمن اسلامي نداد و به عنوان تحکيم اصلي و خط امامي به رسميت نشناخت؟ دولت اصلاحات که ناتوان از تشکل سازي بود
به دلايلي که برشمرديد، چرا انجمن اسلامي را تقسيم بر دو کرد؟
اگر الان شاخه مشارکت در يکي از روستاهاي نورآباد ممسني ادعا بکند که مشارکت واقعي ماييم و مشارکت تهران غيررسمي است و مراجع امور هم به آنها مجوز بدهد و اکثريت مشارکتي ها را مصادره کنندگان جايگاه آن گروه بدانند اين اقدام قابل دفاع است؟ بعد از آن ماجرا طيف اکثريت تحکيم وحدت غيررسمي خوانده شد و برخي از اصلاح طلب ها براي آن طيف اقليت پيام تبريک فرستادند و شما همچنان بر بي تقصيري دولت اصلاحات پافشاري مي کنيد؟
Saturday, June 23, 2007
تا حالا شش بار فیلتر شده
تغییر برای برابری: سایت کمپین یک میلیون امضا ، تغییر برای برابری، پس از گذشت دوماه از آخرین فیلترینگ، برای بار ششم فیلتر شد.
اگر یکی از اهداف فیلترینگ راهی برای ریزش مخاطبان سایت کمپین فرض شده باشد باید بگوییم که چنین روشی چندان موفق نبوده است. بر اساس آمارروزانه بازدید کنندگان سایت (بیش از 1100 بازدید کننده در روز) اکثر بازدیدکنندگان همچنان از طریق نشانی های فیلتر شده از سایت دیدن می کنند و باقی بازدید کنندگان به طور متوسط از طریق 90 تا 100 سایت خبری ، سایت شخصی و وبلاگ - که یا لوگوی کمپین را در صفحه خود قرار داده اند و یا مطالبی از سایت را منتشر کرده اند - وارد سایت کمپین می شوند. جالب آنکه طی ماه های گذشته نمودار بازدید کنندگان و همچنین لینک دهندگان پس از هر فیلترینگ یک نزول کوتاه مدت و سپس صعود چشمگیرو مداوم را نشان داده است.
نشانی جدید: www.wechange.info
Friday, June 22, 2007
سازمان ديده بان حقوق بشر: دانشجویان دستگیر شده با خطر شکنجه مواجه اند
به گفته سازمان دیدبان حقوق بشر درست در زمانی که بدنه دانشجويی آماده برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجويان می شد، ماموران وزارت اطلاعات در حد فاصل ۱۲ ارديبهشت تا ۱۴ خرداد، هشت دانشجو را بازداشت و روانه زندان کردند. دانشجويان هر گونه نقشی در انتشار اين نشريات را تکذيب کرده و اعلام کردند نشريات منتشر شده جعلی هستند.
سارا لی ويتسون مدير خاور ميانه سازمان ديده بان حقوق بشر گفت: «مقامات ايران از سست ترين استدلال ها برای بازداشت روزنامه نگاران و فعالان دانشجويی استفاده کرده اند».
وی افزود: «حکومت اعمال فشار و برخورد های سختگيرانه را دقيقا زمانی انجام داد که دانشگاه مهيای برگزاری انتخابات دانشجويی می شد».
سازمان ديده بان حقوق بشراعلام کرد: «بازداشت طولانی مدت اين دانشجويان بخصوص در شرايط سلول انفرادی که دربرخی موارد افزون بر پنجاه روز است، شائبه به خطر افتادن سلامت روانی آنها را جدی می سازد و همچنين نگرانی از شکنجه را افزايش می دهد. اين دانشجويان در تمام دوران بازداشت از حق دسترسی به خانواده ها و وکلای خود محروم بوده اند».
سازمان ديده بان حقوق بشر مراتب نگرانی خود را از صحت سلامت روانی و جسمانی تمامی بازداشت شدگان و بخصوص هاله اسفندياری که ۷۳ سال و کیان تاج بخش اعلام کرده است به گفته این سازمان حقوق بشری فعالان دانشجويی با خطر جدی اذيت و آزار فيزيکی و شکنجه در بازداشتگاه های امنيتی مواجه هستند.
سازمان ديده بان حقوق بشر تصریح کرد که بيش از ده ها مصاحبه با زندانیان سیاسی سابق انجام داده است که همگی شهادت داده اند که از همان ابتدا از سوی بازجويان مورد بد رفتاری فيزيکی قرار گرفتند تا اعترافات دروغين و خلاف واقع بيان کنند.
موج اخير بازداشت های دانشجويی زمانی آغاز شد که دانشجويان دانشگاه امير کبير برای برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجويان برنامه ريزی کرده بودند. در ۸ اريبهشت ماه چهار نشريه که از شکل وشمايل و لوگوی مشابه با نشريات دانشجويی اين دانشگاه برخوردار بودند، توسط افراد ناشناس در صحن عمومی توزيع شدند.
اين نشريات آن گونه که اعلام شده است، حاوی مقالات متعددی بودند که در آنها به مقدسات اسلامی توهين شده بود. سردبيران چهار نشريه که مقالات فوق به نام روزنامه هایشان منتشر شده بود، فورا انتساب آنها به خود را رد کردند و اعلام داشتند که آنها جعلی هستند.
علی رغم اينکه سخنگوی قوه قضائيه در روز ۱۲ ارديبهشت ماه به خبرنگاران گفت که مقالات توهين آميز ربطی به دانشجويان ندارد، ماموران وزارت اطلاعات سردبيران اين نشريات را بازداشت کردند.آنها احمد قصابان سردبير نشريه دانشجويی سحر را در ۹ اريبهشت و مقداد خليل پور عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير را در ۱۲ ارديبهشت ماه بازداشت کردند.
با وجود فضای سخت و سنگينی که پس از انتشار نشريات ياد شده در دانشگاه ايجاد شده بود، دانشجويان توانستند انتخابات انجمن اسلامی دانشجويان را در ۱۳ و ۱۴ ارديبهشت ماه برگزار کنند.
به گفته سازمان دیدبان حقوق بشر، دانشجويان مرتبط با بسيج دانشجويی و مسئولان دانشگاه تلاش زيادی کردند تا از طريق درگيری فيزيکی و تهديد انتخابات را به هم بزنند، اما موفق به ممانعت از برگزاری انتخابات نشدند.
حاکميت پس از برگزاری انتخابات، دانشجويان بيشتری را که در زمينه نشريات دانشجويی فعاليت داشتند، به اضافه چند فعال دانشجويی ديگر بازداشت کرد. ديگر دانشجويانی که در حال حاضر در زندان به سر می برند عبارتند از: پويان محموديان سردبير ريوار، مجيد شيخ پور سردبير سرخط، مجيد توکلی عضو جديد و انتخاب شده شورای مرکزی انجمن اسلامی .
مقامات مسئول همچنين سه عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی به نام های احسان منصوری، عباس حکيم زاده و علی صابری را نيز بازداشت کردند.
در همين زمان وزرات اطلاعات همچنان سه ايرانی-آمريکايی را در سلول های انفرادی بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات نگه داری می کند واجازه ملاقات آنها با خانواده و وکلایشان را نمی دهد.
ماموران وزارت اطلاعات هاله اسفندياری و علی شاکری را در ۱۷ خرداد و کيان تاجبخش را در ۲۰ خرداد بازداشت کردند.
سازمان ديده بان حقوق بشر مراتب نگرانی خود را از صحت سلامت روانی و جسمانی تمامی بازداشت شدگان وبخصوص هاله اسفندياری که ۷۳ سال دارد، اعلام کرد.
خانم ويتسون گفت:«دستگاه قضايی ايران از سلول های انفرادی به عنوان حربه ای برای شکستن زندانيان و اخذ اعترافات اجباری و خلاف واقع استفاده می کند. براساس قوانين بين المللی و داخلی ايران هر گونه اعترافی تحت چنين شرايطی فاقد ارزش است»
سازمان ديده بان حقوق بشر، مصرانه از دست اندرکاران حکومت ايران خواست تا به شکنجه و بد رفتاری پايان دهند و روزنامه نگاران و فعالان دانشجويی که به دلايل سياسی بازداشت شده اند، را آزاد کنند.
باید با بلاگر خداحافظی کنیم؟
یکی از بچه ها می گفت احتمالا آی اس پی ها با اچ تی تی پی اس مشکل دارند که سایت رو باز نمی کنند ولی آخه همه ی آی اس پی ها با هم مشکل پیدا کردند.
مطمئنم یه کاسه ای زیر نیم کاسه است. به صورت کاملا بی صدایی داره یه اتفاقاتی بین مخابرات ایران و سرویس دهنده ی بلاگر که الآن سایت گوگل هست می افته.
اگر قرار بود اشکال از اچ تی تی پی اس باشه پس چرا صفحه ورودی یه سایت جی میل ها باز می شه؟
واقعا اگه این مشکل از گوگل آب بخوره و سایت بلاگر ور اونها برای ایرانی ها غیرقابل دسترس کرده باید یه اقدام درست و حسابی کرده. دیگه خیلی مسخره است که ایرانی ها از استفاده از بلاگر محروم بشن.
در همین رابطه:
فیلترینگ بلاگر
نشسته در باغ غم
امروز این ترانه را تو سایت خوابگرد دیدم. من هم احساس او را دارم.... احساسی که با آهنگ های قدیمی پیدا می کنم انگار با هیچ یک از آهنگ های امروزی دیگر تداعی نمی شود.
این روزهایی که تصاویر در ذهنم جان گرفته اند و روی شب هایم پرده ای خیس از اشک کشیده اند، روزهای دلتنگی... شنیدن صدای آواز شجریان برایم فقط صدا نیست. دنیایی از خاطره ها و تصاویر است.
کنسرت سال گذشته شجریان را نتوانستم بروم چون بلیط نبود ولی او رفت با ترفندهای عجیب و غریب. چه قدر خوشحال بود. لبخندهای شادی آورش از ذهنم پاک نمی شود. صدای آوازش که تصنیف ها و آوازهای شجریان را زمزمه می کرد این روزها کوله باری از خاطرات را زنده می کند.....
این ترانه را با صدای شجریان هزار باز امروز گوش دادم با یاد او.....
ای که دور از تو چون مرغ پرشکستهام
بی تو در باغ غم، منتظر نشستهام
مینویسم امشب از صفای دل، نامهای پر آرزو برای تو
که به دیدنم بیا، دور از این بهانهها
تو طنین شعر عاشقانهای
همچو روح شادی زمانهای
تو بیا که بشکفد به لبم ترانهای
چه شود گر بدهی جواب نامهی مرا
بنویسی دو سه جمله با کلام بیریا
که در آنجا ز خیال من نمیشوی رها
پس از این هم نبری به عشق دیگری تو راه
مینویسم امشب از صفای دل
نامهای پر آرزو برای تو
که به دیدنم بیا
دور از این بهانهها....
Saturday, June 16, 2007
نامه سرگشاده عباس حکیم زاده پیش از بازداشت و بیانیه تحلیلی شماره 4 انجمن اسلامی امیرکبیر
سایت زنستان هم چند روز پیش دوباره فیلتر شد و آدرس جدید و بدون فیلترشhttp://www.autnews.info/ هست.
این فیلترینگ هم روز به روز داره بدتر می شه.
گوشه ای از نامه سرگشاده عباس حکیم زاده پیش از دستگیری
این نامه را هنگامی می نویسم که فشارهای امنیتی از هر سو در حال افزایش است. تلفن همراه و تلفن منزلم که جزء خصوصی ترین حیطه زندگی هر فرد است به صورت مداوم شنود می شود و اطلاعات به دست آمده از مکالمات شخصی اینجانب به سرعت در اختیار مدیریت دانشگاه امیرکبیر، دکتر رهایی، قرار می گیرد و کارمندان کمیته انضباطی بی هیچ پرده پوشی و شرمی، با تماس با خانواده و تحویل اطلاعات مخلوط به راست و دروغ به ایشان، به لحاظ روانی آن ها را به شدت تحت فشار قرار می دهند. علاوه بر این در خیابان نیز هر از گاه از سوی یک یا چند اتومبیل و یا افراد مشکوک ساعت ها تحت تعقیب قرار می گیرم.....
از آن جا که به خاطر ایستادگی تحسین برانگیز دانشجویان پلی تکنیک بر روی حقوق مسلم خود و با توجه به افزایش تهدیدهای امنیتی، احتمال می دهم در روزهای آینده دستگیر و بازداشت شوم، لذا اکنون در کمال اختیار و آزادی اعلام می دارم که کلیه مواضع و نظرات اینجانب، عباس حکیم زاده، همان مواردی بوده که تاکنون نیز در رسانه های گروهی و در مقالات خود ابراز کرده ام و هر گونه اظهارات متناقض و متضاد با موارد فوق که در زمان بازداشت از سوی اینجانب منتشر گردد همه تحت فشار ابراز شده و هیچ گونه ارزشی ندارد......
بیانیه تحلیلی شماره 4 انجمن اسلامی امیرکبیر:
اين روزها، روزگاري به غايت دشوار و ملتهب براي دانشجويان دانشگاه اميركبير است. اکنون مدتي است كه هشت تن از ياران دبستانيشان درحصار ميله هاي زندان به سر مي برند. ۸ ستاره پلي تکنيکي ، ۸ دانشجوي بي گناه اين دانشگاه اکنون به گناه ناکرده روزهای عمر خود را در بند ۲۰۹ اوين به شب مي رسانند. اخباري که در اين روزها از شکنجه و فشار روحي و جسمي به اين افراد براي اعتراف به پذيرش انتشار نشريات جعلي از زندان به گوش مي رسد همگان را نگران کرده است .احضارهاي پياپي دانشجويان به کميته انضباطي دانشگاه ، ضرب و شتم دانشجويان توسط انتظامات ، افزايش فشارها بر دانشجويان زنداني و اعلام هاي مکرر قاضي حداد مبني بر اعلام گناهکار بودن دانشجويان زنداني بدون ارائه هيچ دليل و مدرک موثقي و بدون طي روند دادرسي قضايي از يک سو و تداوم بازداشت دانشجوبان که با دستگيري دو عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک آقايان عباس حکيم زاده و علي صابري سير تازه اي به خود گرفته بررسي مجدد سناريو جعل نشريات دانشجويي دانشگاه اميرکبير را از ابتدا تا کنون جهت آگاهي هر چه بيشتر افکار عمومي از ابعاد مختلف اين پروژه ضروري مي سازد.....